به نام خدا

یادداشتهای کتابدار کتابخانه تخصصی جنگ

درآمد | صفحه اصلی | بایگانی مطالب | تصاویر | پیوندها | ورود کاربر | تماس با ما

« بعدی | قبلی »

یادداشت هشتم

تاریخ انتشار: ۲ مهر ۱۳۸۵ - ساعت ۱۵:۱۰


آنچه از دست ما برمی‌آمده همین بوده است!

امروز (1-7-1385) با کتاب جالبی در کتابخانه مواجه شدم. از آنجا که کتابخانه جنگ تمامی آثار حوزه فارسی جنگ و جنگها را گرد می‌آورد، موارد مربوط به جنگهایی که ایران در آن درگیر بوده یا به نظریه‌پردازیهای حوزه جنگ پرداخته را در کنار آثار جنگ ایران و عراق در اولویت کار خود دارد و در این میان متناسب با امکانات پرسنلی، مالی، فضای اداری و ... با محدودیتهایی نیز مواجه است.
صفحات آغازین کتاب «جنگ» چاپ شده در 1317 شمسی، نوشته «احمد نخجوان»، معاون وزارت جنگ عهد رضاشاهی توجه مرا به خود جلب کرده است. ظاهراً نویسنده قصد داشته کتاب خود را به ولی عهد (یعنی محمدرضا پهلوی) تقدیم کند و لابد رسم آن زمانه برای اهدای کتاب به مقامات عالی‌رتبه و در برگه تقدیمیه متن چاپی کتاب، کسب اجازه از آنان بوده است. البته به زعم من جدا از نام‌هایی که در این کار به اصل قضیه لطمه وارد می‌کند، کار بجا و درستی بوده و می‌تواند باشد.
متن «پیشکاری ولایت عهد» برای مولف، که در ابتدای این کتاب چاپ شده، چنین است: «تیمسار سرتیپ نخجوان! پاکنویس کتابی را که راجع به جنگ تألیف کرده و قبل از طبع برای استجازه و تقدیم به پیشگاه مبارک والاحضرت همایونی ولایت عهد ارسال داشته بودید واصل و از لحاظ انور گذشت ضمن اظهار رضامندی و خوشوقتی از تحمل زحمت و مراقبت شخصی شما در تألیف کتاب نامبرده اجازه فرمودند آنرا طبع و به پیشگاه مبارک تقدیم نمائید. پیشکار ولایت عهد» و پس از چنین فرمانی است که مؤلف اجازه می‌یابد تا در صفحه تقدیمیه خود بنویسد «تقدیم پیشگاه والاحضرت همایون ولایت عهد»
برخی قیاسات واقعاً مع‌الفارق است اما گریزی از آن نیست. سؤال این است که آیا اکنون آثاری که چاپ می‌شوند و به برخی مقامات عالی‌رتبه کشوری، نام‌داران حوزه علوم و فنون و فرهنگ، شهدا و ائمه معصومین و پیامبران تقدیم شده در جایی که صلاحیت این امر را دارد اعتبارسنجی شده است. این مسئله نه فقط در برگه تقدیمیه آثار بلکه در حرکتهای فرهنگی، که معمولاً با تبلیغات فراوان دنبال می‌شوند اهمیتی دو چندان می‌یابد.
سئوال من آن است که آیا فلان سازمان به اعتبار آنکه روزگاری رهبر مملکت آرزو کرده است که «کار اساسی این است که ناگهان در هفته جنگ صد کتاب در رابطه با جنگ منتشر شود.» (نقل مستقیم از بروشور معاونت ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس) می‌تواند به چاپ فوری 100 عنوان کتاب اقدام کند و در واقع این حرف را مستمسک خود قرار داده این حرکت را به رهبری تقدیم کند.
حال اینکه چه چیزی رهبر خردمند انقلاب و آشنا و خبره در امور فرهنگی، علی‌الخصوص نشر کتاب را به نقل چنین آرزویی وادار کرده، جای تأمل است. آیا آن سالها ـ به نظرم سال 1372 ـ آمار سالانه چاپ کتاب در این حوزه از لحاظ کمی اندک بوده و ایشان اینچنین خواسته‌اش را برای توجه مسئولان به این امر بیان کرده است؟ و یا اصلاً اینجا عدد خاصی مطرح نیست و بلکه ایشان خواستار فراوانی مناسب انتشارات این حوزه بوده‌اند. در هر صورت ایشان و اهالی فرهنگ خوب می‌دانند که چاپ کتاب امری ناگهانی نیست و بلکه ماهها و سالها مرارت و مداومت باید، تا کتابهای تأثیرگذار یکی یکی به زیور طبع آراسته گردد و چنانچه چاپ کتاب در حوزه جنگ و دفاع مقدس سیر طبیعی خود را طی کند سالیانه، آثار مهم و تأثیرگذاری توسط دهها ناشر این حوزه، که برآیند فعالیت علمی و فرهنگی آنهاست، به چاپ سپرده خواهد شد.
«بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس» به بهانه این گفتار یک تنه بیش از صد عنوان کتاب را در مدت کوتاهی به چاپ رسانده است. از چاپهای مجدد برخی آثار که در این فهرست به چشم می‌خورد بگذریم، مابقی (حدود 100 عنوان) چاپ اول هستند. این آثار کی و کجا تل‌انبار شده بود که چنین ناگهان به چاپ سپرده شده‌اند؟ و چرا با سرمایه‌های مردم آثاری به چاپ می‌رسد که عمری در پشت درهای بسته ناشران مختلف خاک خورده و رغبت چاپ ایجاد نکرده‌اند؟ و آیا کیفیت در محتوای این آثار نیز با خواست رهبری مطابقت داشته است؟ این حرکتها گفته علیرضا کمری را در ذهن تداعی می‌کند که «فضای غالب بر مقولات جنگ به نوعی اخباری‌گری و اشعری مسلکی دچار شده است.» (منتشره درشماره 5 نشریه «فرهنگ پایداری» متعلق به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس).
بنابراین حرف من آن است که تمام فعالیتهای اینچنینی که به اعتبار گفته یک بزرگمرد مملکتی یا فرهنگی یا دینی از محل بودجه عمومی و بیت‌المال به راه می‌افتند بایست در جایی معتبر و مورد وثوق همگان، علی‌الخصوص محیط‌های علمی و پژوهشی و دانشگاهی، اعتبارسنجی شود تا مبادا نسنجیده و به جهت اینکه «آنچه از دست ما برمی‌آمده همین بوده است!» لطمه جدی به اعتبار شخصیتها و جایگاههای مهم این مملکت وارد آید. این نکته نیز قابل تأمل است که متأسفانه مَثَل «تحفه درویش» که تنها می‌توان از محل جیب شخصی آن را خرج کرد، به بیت‌المال نیز تسری پیدا کرده و شایسته‌سالاری‌ها و مسئولیتها را لوث کرده است.


مطالب مرتبط: آثار مکتوب و سمعی بصری جنگ | مراکز فرهنگی انتشاراتی جنگ | :: کل یادداشت‌ها ::  : || : نسحه چاپ

 
بازنشر الکترونیکی مطالب این وبلاگ با ذکر مأخذ آزاد و باز نشر کاغذی آن منوط به کسب اجازه از کتابخانه جنگ است
COPYRIGHT © 2006 by WWW.WARLIB.IR
آمار . . . . . بازديدها