به نام خدا

یادداشتهای کتابدار کتابخانه تخصصی جنگ

درآمد | صفحه اصلی | بایگانی مطالب | تصاویر | پیوندها | ورود کاربر | تماس با ما

« بعدی | قبلی »

یادداشت سیزدهم

تاریخ انتشار: ۱ دی ۱۳۸۶ - ساعت ۱۵:۳۲


کتابداری، کتابشناسی، اطلاع‌رسانی؟
به بهانه یادداشت «کتابداران، کتاب‌رسان یا اطلاع‌رسان؟»

عادت چسب و قیچی
يادداشت اول «مهر»(1) ـ نشريه داخلي انتشارات سوره مهر ـ را که مي‌خواندم به نظرم آشنا آمد. آن را در جايي مطالعه كرده بودم و از آنجا كه اين‌گونه مطالب را در وبلاگ‌ها مي‌توان پيدا كرد، مجدداً آن‌ را در شبكه اينترنت جست‌و‌جو كردم، برايم آشكار شد كه اين نوشته عيناً يكي از يادداشت‌هاي آقاي «موسي يمين فيروز» كارشناس ارشد كتابداري، از كتابداران و اطلاع‌رسانان فعال بابلي در وبلاگش با نام «نظريه‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني» است كه در مورخ 14 آذرماه 1385 بارگذاري شده است.
در اين جست‌وجو متأسفانه همان مشكل هميشگي نقل بدون مأخذ مطالب، از يك وبلاگ در يك وبلاگ شخصي ديگر، بدون توجه به حقوق معنوي پديدآورنده مشهود بود. برای مثال مطلب فوق كه با عنوان «كتابداران كتاب‌رسان و كتابداران اطلاع‌رسان» توسط پديدآور اصلي منتشر شده، با همين عنوان در برخی وبلاگ‌هاي ديگر تكرار شده بود به گونه‌‌اي كه تصور مي‌كردي نوشته خود آنهاست.[نمونه 1 و 2] اما از تواريخ اخير آنها و نيز كيفيت دیگر مطالب متوجه مي‌شدي كه برخي عادت به چسب و قيچي دارند و عرض خود مي‌برند و زحمت ديگران مي‌دارند. درصورتی كه اگر در یک متن پژوهشی نظر ويژه‌اي مطرح شده است بايد مؤلف مسئوليت‌پذير و پاسخگو باشد.
به هر حال برایم آشکار نشد چرا نشريه داخلي مهر ـ که نشان داده برای ماندن در مسیر ناهموار کتابشناسی و اطلاع‌رسانی نشر، جدی، ثابت قدم و رو به رشد است ـ اینچنین بدون توجه به مسئوليت‌‌پذيري چاپ مطلب از ديگران، با نام مستعار و يا خداي نكرده با نام يك شخص ديگر، اين مطلب را منتشر ساخته و جداي از مشكلات پاسخگويي علمي، به كپي‌رايت نیز بی‌توجهی کرده است.

چرا کتابداری؟!
يادداشت منتشره مدعی است: «تمام كتابداران ما را نمي‌توان اطلاع‌رسان قلمداد كرد چون كار آنها فقط كتاب‌رساني است. كتابداراني را مي‌توان اطلاع‌رسان دانست كه در عصر جديد و با استفاده از فناوري اطلاعاتي و شبكه‌هاي اطلاعاتي نه تنها كتاب‌رساني مي‌كنند كار اطلاع‌رسانی را نيز انجام مي‌دهند.» (2) فارغ از حواشي اين مسائل، به بهانه بازنشر اين مطلب، اشاره‌وار نكاتي در اين رابطه یادآور می‌شوم:
اينكه واژة «كتابداري» براي انتقال مفهوم آنچه در تحصيلات، آموزش و شغل كتابداري مي‌گذرد نارساست شكي نيست. نه تنها منابعي كه كتابدار (مأخوذ از كتابداري) با آن سر و كار دارد فقط كتاب ـ در تعريف امروزي ـ نیست بلکه كاري كه كتابدار بدان مشغول است نمي‌توان گفت «كتاب»داري است؛ چرا كه پسوند «داري» كه از «داشتن» حاصل مي‌شود با هر اسم كه همراه شود خوش‌ترين مفهومي كه به ذهن متبادر مي‌كند معناي آرشيوي، بايگاني و انبارداري مي‌دهد؛ يعني ذخيره كردن، نگهداري و اداره كردن يك سرمايه با نام كتاب؛ كتاب ثبت كردن، كتاب دادن و كتاب گرفتن. فعاليتي كه پيشينيان بافرهنگ ما براي يك «كتاب‌بان» (Bookkeeper) به سبب نگهداري كتاب اطلاق مي‌كردند و اكنون كه با شكل‌گيري و توسعه «دانش كتابداري» (Library Science) بسياري از صاحب‌نظران، كتابداري را در زمره علوم اجتماعي مي‌شمارند و مناقشاتي را دامن مي‌زنند تا وجوه علمي و فني آن را از يكديگر بازشناسند جاي بسي تأسف است كه براي اين دانش واژه‌اي انتخاب شده كه بي‌مسما، محدودكننده، نارسا و فاقد بار اجتماعي مناسب است به‌گونه‌اي كه دانش‌آموختگان اين رشته دانشگاهي براي شناسا کردن صنف خود كمتر بدان تن مي‌سپارند.
شايد از همين روست که دكتر هوشنگ ابرامي در مطلع كتاب «شناختي از دانش‌شناسي» اعتقاد دارد: «بدترين دشمن علم نوين كه به‌زبان فارسي كتابداري خوانده مي‌شود خود كلمه كتابداري است.» (3) ايشان واژه «دانش‌شناسي» و «دانش‌رساني» را پيشنهاد مي‌كنند با اين توضيح كه «فرد دانش‌شناس نه تنها از نظر فلسفه آموزش و پرورش با تئوري، منشأ، ماهيت، روش‌ها و محدوديت‌هاي علم و معرفت آشنايي پيدا مي‌كند بلكه از جهت فيزيكي يعني اخذ منابع دانش و گسترش آنها وظايفي عهده‌دار مي‌شود.» (4)
امروزه آنچه يك كتابدار مي‌آموزد تا يك كتابخانه را به سرانجام برساند، شناسايي، گردآوري، رده‌بندي، سازماندهي، نمايه‌سازي، داده‌پردازي نرم‌افزاري و همراهي با مراجعان و خواهندگان منابع تا رسيدن آنها به دانش و اطلاعات مورد نظرشان است. به همين سبب است كه كتابداران بنا به تخصص و دانش موضوعي، كه ممكن است برخي از آنها را در تحصيلات تكميلي كسب ‌كنند، با اقسام مختلفي بر شمرده مي‌شوند، از كتابدار ميز امانت تا كتابدار فهرست‌نويس، كتابدار نمايه‌ساز، كتابدار چكيده‌نويس، كتابدار مشاور، كتابدار راهنما، كتابدار مرجع؛ و يا خود دانش كتابداري وقتي با منابع موضوعي خاصي همراه مي‌شود تخصص آنها را به خود جلب مي‌كند: كتابداري پزشكي، كتابداري فني و مهندسي، كتابداري علوم انساني، كتابداري جنگ و ...

به‌سوی کتابشناسی و اطلاع‌رسانی!
اصل پنجم رانگاناتان ـ فيلسوف و كتابدار مشهور هندي ـ مي‌گويد: «كتابخانه اندام‌واره‌اي ـ ارگانيسمي ـ زنده و بالنده است». بنابراين حاصل كار كتابداري به لحاظ «آشنایی با درون‌مایه و موضوع منابع» و «داده‌پردازي اطلاعات فراهم شده» تبديل به دو گونه كارشناسي ويژه مي‌شود كه در حوزه فرهنگي به اولي «كتابشناسي» و دومي «اطلاع‌رساني» مي‌گوييم.
ره‌يافت به تخصص «كتابشناسی»(5) يا درست‌تر «مأخذشناسي» (Bibliology) از دو سوست: ابتدا حوزه مطالعه و پژوهش؛ كه در آن پژوهشگران معتبر در مقام شناخت منابع تخصصي خود به مرجعيتي مي‌رسند و كتابشناس مي‌شوند. آنان مي‌توانند در مقام مشاوره هر خواهنده‌اي را راهنمایی کنند و از آنجا که باید به ارزش اطلاعات وقوف کافی داشته باشند، در حوزه موضوعي خود صاحب‌نظرند و كتابشناسان مرجع محسوب مي‌شوند.
از ديگر سو، آنچه يك كتابدار در رشد علمي و بر اثر خبرگي كه در عرض و طول دانش‌هاي گوناگون و منابع و مآخذ آنها قرار مي‌گيرد نرم‌نرمك در پاسخگويي به مراجعه‌هاي پژوهشي، يادگيري و تجربه متمادي و هزينه كردن استعداد خود، يك كتابشناس موضوعي مي‌شود با همان تعريفي كه درباره يك پژوهشگر گفته شد.
همچنین بخشي از آنچه كتابداري فراهم مي‌كند داده‌ها و اطلاعاتي است كه مي‌تواند به مدد دانش اطلاع‌رساني گسترش پيدا كند. اطلاع‌رساني گرچه خود مقوله‌اي میان‌رشته‌ای و پهناور است و با بسياري از علوم و فنون و مشاغل اشتراك فعاليت دارد، با كتابداري، چاپ و نشر، ارتباطات، پژوهش‌هاي دیگر علوم انساني و ... ؛ اما حاصل كتابداري و كتابشناسي در ذخيره، انتقال، تبديل و بازيابي داده‌هاي هر دانش به‌وسیله نرم‌افزارها و سخت‌افزارها به اطلاع‌رساني منجر مي‌شود.

چه کسانی کتاب‌رسانی می‌کنند؟
اما كتاب‌رساني چيست؟ آيا آن‌چنان كه مقاله وبلاگ فوق مي‌گويد: «بسياري از كتابداران كتاب‌رساني مي‌كنند؟» و اينكه آيا كتاب‌رساني مستلزم كسب دانش خاصي همچون كتابداري است؟
در تعريفي عام هر انتقالي كه با طي مسافتي حقيقي يا مجازي صورت مي‌گيرد با فعل «رساندن» همراه مي‌شود؛ اين انتقال مي‌تواند بر مبناي دانشي فني صورت پذيرد همچون: اطلاع‌رساني، آب‌رساني، خبررساني؛ يا درفرآيند شغلي ساده‌تري به سرانجام برسد همچون: نامه‌رساني، كتاب‌رساني.
ارسال و توزيع اقلام انتشاراتي از ناشران، كتابفروشي‌ها، كتابخانه‌ها، دكه‌هاي روزنامه‌فروشي و غیره، كه مستلزم فرآيند عرضه و تقاضاست و مي‌تواند با واسطه‌اي همچون «پيك كتاب» انجام پذيرد همگي نمايشي از امور «كتاب‌رساني» است. در اين ميان دانش كتابداري و يا هر دانش ديگري هيچ‌گونه نقش تخصصي مگر در بسترسازي اين امور ندارند. با اين نوع نگاه است كه مثلاً اموري چون «كتاب‌رساني به نابينايان»، «كتاب‌رساني به جانبازان»، «مركز كتاب‌رساني سازمان آموزش و پرورش» و نظاير آنها شكل مي‌گيرد كه همگي در يك فعاليت ستادي و اجرايي درگير هستند.
بنابراين، حتي با لحاظ كردن كم‌كاري كتابداران در مراكز اشتغال به كار و كتابخانه‌ها، نمي‌توان كار آنها را به كتاب‌رساني نسبت داد. توجه داشته باشيم كه به بهانه تفكيك كارشناسان خبره كتابداري از ديگران، اصطلاح ناكارآمد جديدي براي حوزه كتابداري تعريف نكنيم. چرا كه اين مفهوم ـ كتاب‌رساني ـ خود اعتباري ديگر و كاركردي متفاوت دارد.

پی‌نوشت:
1. دانشجو، هادی. «کتابداران، کتاب‌رسان یا اطلاع‌رسان؟». مهر(نشریه داخلی انتشارات سوره مهر)، ش 14 (5 شهريور 1386): ص 2.
2. همو.
3. ابرامی، هوشنگ. شناختی از دانش‌شناسی: علوم کتابداری و دانش‌رسانی. تهران: نشر کتابدار، 1378 (چاپ دوم): ص 17.
4. همو: ص 22.
5. در اینجا کارکرد فرهنگی این اصطلاح مد نظر است. در حالی که از منظر کتابداری و مرجع‌شناسی، کتابشناسی‌ها گونه‌ای از آثار مرجع هستند و برای پدیدآمدن آنها قواعدی در نظر گرفته می‌شود.

یادداشت فوق در نشریه داخلی مهر ـ شماره ۲۰ ، آبان ماه ۱۳۸۶، ص ۶ ـ به چاپ رسیده است.


مطالب مرتبط: کتابداری و اطلاع‌رسانی | :: کل یادداشت‌ها ::  : || : نسحه چاپ

 
بازنشر الکترونیکی مطالب این وبلاگ با ذکر مأخذ آزاد و باز نشر کاغذی آن منوط به کسب اجازه از کتابخانه جنگ است
COPYRIGHT © 2006 by WWW.WARLIB.IR
آمار . . . . . بازديدها