<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet href="http://blog.warlib.ir/styles/rss.css" type="text/css"?>
<rdf:RDF 
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" 
  xmlns="http://my.netscape.com/rdf/simple/0.9/"
>

 <channel>
  <title>یادداشتهای کتابدار کتابخانه تخصصی جنگ</title>
  <link>http://blog.warlib.ir/index.php?blogId=1</link>
  <description></description>
 </channel>
    <item>
   <title>یادداشت هفدهم</title>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;[... به بهانه تغییر مدیریت در حوزه هنری]&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;strong&gt;کتابخانه‌های تخصصی حوزه هنری و مرجعیت اطلاع‌رسانی&lt;/strong&gt;*&lt;/strong /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;nsepost@gmail.com&quot; href=&quot;mailto:nsepost@gmail.com&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;
سوای مباحث مربوط به برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های کارشناسانه فرهنگی، ادبی و هنری یک تیم مدیریت، ساختار نامناسب اداری، خاص حوزه هنری است که در سایر مراکز دولتی و نهادهای تأسیسی پس از انقلاب کم‌تر مشهود بوده و امیدواریم محسن مومني (رییس جدید حوزه هنری) به خاطر اینکه خود با گوشت و پوست این مشکلات را درک کرده و زندگی شخصی وی نیز چون سایر کارکنان متأثر از این ناکارآمدی‌ها بوده، در حل این مشکلات سعی و اهتمام جدی داشته باشد.&lt;br /&gt;
به‌واسطه چنین کاستی‌هایی است که حوزه هنری در طول عمر سی‌ساله‌اش بخشی از نویسندگان، هنرمندان و مجریان توانای خود را از دست داده یا جذب مراکز معتبرتر به لحاظ اداری و مالی شده‌اند. در یک کلام می‌توان گفت که حوزه هنری در سال‌های متمادی معیشت کارکنان خود را به خدا واگذار کرده بود!&lt;br /&gt;
از حق نگذریم، در هشت سال مدیریت قبلی، که وارث مشکلات اداری بیست سال مدیریت پیش از خود بود، سعی شد تا این معایب برطرف شوند. اما متناسب با اعتبار حوزه، کار زمین‌مانده در این خصوص فراوان است که امید است با درایت مؤمنی سروسامان مناسبی بگیرد. چرا که هر برنامه‌ریزی فرهنگی، بدون اتکا به بدنه سالم اداری و مالی ناکارآمد خواهد بود.&lt;br /&gt;
مؤمنی دانش‌آموخته آکادمی حوزه هنری است و ماهیت حوزه در سطح ملی و شاید در خارج از مرزها نیز، منحصر به‌ فرد است. اینجا؛ پاتوق آدم‌های خوش ذوق و خوش فکر، کلاس آموزش برای نسل جوان، محل تولید محصولات فرهنگی، ادبی و هنری و محل شکل‌گیری نظریه و نظر است.&lt;br /&gt;
مهم‌تر از همه، انسان‌هایی جذب این مرکز می‌شوند که از تعلقات گروهی و حزبی آزادند و سرمایه فکری خود را به حوزه می‌آورند و بخشی را باقی می‌گذارند و چندین برابرش را با خود می‌برند. محسن مؤمنی بزرگ شده چنین محیطی است و آشنایی نزدیک وی با این بدنه، توان مضاعفی را در کاربردی شدن برنامه‌‌های فرهنگی، ادبی و هنری به وی خواهد داد. البته امیدواریم ایشان از مشورت تمام کارآشنایان حوزه، که چون مجمع‌الجزایری پراکنده‌اند، استفاده لازم را ببرد.&lt;br /&gt;
پیشنهاد می‌کنم که در مدیریت کنونی، در کنار سایر مأموریت‌ها، تلاش شود تا با اتکا به بدنه تولید اطلاعات در کتابخانه‌های تخصصی معتبری که حوزه در اختیار دارد، مرجعیتی در اطلاع‌رسانی ادبیات و هنر انقلاب و جنگ (دفاع مقدس) برقرار شود و کتابخانه تخصصی جنگ آمادگی آن را دارد که در این زمینه داشته‌های علمی خود را در اختیار حوزه هنری بگذارد.&lt;br /&gt;
این کتابخانه اعتقاد دارد، يكي از پايه‌هاي ماندگاري در حوزه ادبيات و هنر ملي، توان اطلاعاتی در این باره است و حوزه هنری با کتابخانه‌هایی که در اختیار دارد و دانشنامه‌هایی که تا کنون به چاپ رسانده، این ظرفیت بالقوه را از خود نشان داده است.&lt;p&gt;&lt;/&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/p&gt;
&lt;p /&gt;
&lt;p&gt;* &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;در مراسم تودیع و معارفه رؤسای قدیم و جدید حوزه هنری، خبرنگار ایبنا ـ سرکار خانم پورصالحی ـ چند سؤالی از این‌جانب پرسیدند که ماحصل آن، با اطلاع خودم، به شکل یادداشت در «کتاب هفته» ـ شماره 234 (پیاپی 885) شنبه، 15 خرداد 1389، ص 8 ـ به چاپ رسید.&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=27&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Sat, 12 Jun 2010 09:50:33 +0230</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>یادداشت شانزدهم</title>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;strong&gt;نهادسازی اختصاصی برای رفع یک نیاز ملی*&lt;br /&gt;نکاتی پیرامون شکل‌گیری &lt;/strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot;; FONT-SIZE: 12pt&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;«&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;انجمن ناشران دفاع مقدس&lt;/strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;Times New Roman&quot;; FONT-SIZE: 12pt&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;»&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;اشاره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اطلاعاتی که در یک کتابخانه تخصصی گردآوری می‌شود و بستری که به‌منظور فرآوری اطلاعات از طریق دانش کتابداری و اطلاع‌رسانی فراهم می‌آید چنانچه با حساسیت‌ها و کارشناسی‌های فرهنگی همراه شود زوایای تازه‌ای از ارزیابی فعالیت‌های فرهنگی را پیش روی ما می‌گذارد. حوزه تخصصی جنگ ایران و عراق و دفاع مقدس از این قاعده مستثنی نیست و شایسته است شکل‌گیری هر نهاد دولتی و خصوصی در عرصه جنگ و دفاع مقدس زیر ذره‌بین مراکز پژوهشی و اطلاع‌رسانی مرتبط با این حوزه باشد. «کتابخانه تخصصی جنگ» بخشی از کارشناسی‌های خود را به این سمت، سوق داده است و از این منظر خبر تشکیل «انجمن ناشران دفاع مقدس»، به‌مثابه تولد یک مرکز ملی، برای این کتابخانه، مهم و قابل پی‌گیری است. مواردی که در پی می‌آید بخشی از دغدغه‌های فرهنگی کتابدار کتابخانه تخصصی جنگ، در حوزه نشر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لزوم تعریف ناشر دفاع مقدس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تا زمانی که تعریف درستی از اصطلاح «دفاع مقدس» و به تبع آن «کتاب دفاع مقدس» ارائه نشده است «ناشر کتاب دفاع مقدس» اصطلاحی نامفهوم است. اگر دفاع مقدس را سمت‌گیری ملی، ارزشی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران نسبت به موضوع «جنگ ایران و عراق» بدانیم ناشر کتاب دفاع مقدس تولیدکننده منابعی با این سمت‌گیری در مقوله جنگ ایران و عراق است (هم‌چنانکه در ادامه این یادداشت، چنین تعریفی از ناشر کتاب دفاع مقدس، مد نظر نگارنده است). اما چنانچه دایره موضوعی دفاع مقدس را به ادب پایداری سایر ملل، درگیری‌های کردستان، مشکلات سیاسی داخلی و امثالهم نسبت بدهیم، از تخصصی بودن دفاع مقدس دیگر چیزی باقی نمی‌ماند تا ناشر کتاب دفاع مقدس تعریف شود! بنابراین لازم است اصطلاح «ناشر دفاع مقدس» در فعالیت‌های اینچنینی به‌صورت شفاف تعریف و گستره موضوعی آن شناسا شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;انواع ناشران کتاب دفاع مقدس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سوای نهادهایی که با نام خود وارد عرصه تولید کتاب و نشر آن شده‌اند سه نوع ناشر در عرصه آثار دفاع مقدس پدید آمده است. شایان ذکر است که در مراجع ناشران، منتشره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عبارت «دفاع مقدس» برای تعیین فعالیت تخصصی هیچ‌یک از این ناشران قید نشده است، همچنین دولتی یا خصوصی بودن آنها نیز مشخص نیست. بنابراین، ملاک تشخیص ما، فقط از طریق پیگیری‌های مستمر کتابخانه‌ای، تعداد آثار چاپ شده آنها و رویکردشان به این آثار است. این ناشران عبارت‌اند از:&lt;br /&gt;1ـ ناشرانی که ـ به دلایل متعدد و نیازمند بررسی ـ جایگزین نهاد و سازمان مادر خود شده‌‌اند که در واقع همان نهاد دولتی در نشر محسوب می‌شوند. این ناشران زیرمجموعه سازمان خود محسوب و کاملاً دولتی هستند و از بیت‌المال ارتزاق می‌کنند. مثل: نشر شاهد (بنیاد شهید و امور ایثارگران انقلاب اسلامی)، نشر صریر (بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس)، نشر عروج (موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی)، سوره مهر (حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی)، مدرسه (سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش)، به‌نشر (آستان قدس رضوی)، نشر ستاره‌ها (کنگره بزرگداشت شهدای استان خراسان)، زمزم هدایت (پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه).&lt;br /&gt;در میان این ناشران، برخی مثل «سوره مهر» با نشر آثاری به غیر از تولیدات سازمان مربوطه و گردش مالی مستقل‌تر، تبدیل به ناشری نیمه‌دولتی شده‌اند؛ اما به هر صورت زیرمجموعه یکی از نهادها بوده و جزو ناشران دولتی محسوب می‌شوند. بدنه اصلی نشر آثار جنگ (یعنی بیش از 70 درصد آثار)، همچنین آثار تأثیرگذار این حوزه، در میان کتاب‌های این ناشران یا نهادهای مربوطه قرار دارد و نبود اینها و تجربیاتشان در هر نوع تشکلی، از جمله انجمن آثار دفاع مقدس، خسارتی به اهداف ملی نشر آثار دفاع مقدس است.&lt;br /&gt;2ـ ناشران خصوصی که با کارشناسی تعریف شده و منسجم به جریان نشر آثار دفاع مقدس داخل شده‌اند و سعی کرده‌اند تشکیلاتی برای سفارش اثر و کارشناسی موضوع و تولیداتی مستقل از نهادها داشته باشند. این‌گونه ناشران جریان‌ساز محسوب می‌شوند و در مقام نهاد پدیدآور، برای تولید آثار، بدنه‌ای کارشناسی تشکیل داده‌اند. استمرار موضوعی آثار ـ که در سلسله انتشارات معنا می‌یابد ـ و سیاست‌گذاری مجموعه‌ها و پیگیری آثار نویسندگان خاص و نخبه، یکی از مشخصات این ناشران است. تعداد این ناشران خصوصی، در عرصه دفاع مقدس، پر شمار نیست اما ندیدن اینها در جشنواره‌هایی مثل «ربع قرن کتاب دفاع مقدس» و امثالهم سؤال‌برانگیز است. در میان ناشران این حوزه، نمونه‌های زیر یادکردنی است؛ با این توضیح که عدد مقابل هر یک، تعداد آثار موجودشان در کتابخانه تخصصی جنگ است: کتاب نیستان (111)، فرهنگ‌گستر (55)، نشر عابد (50)، قدیانی (38)، پیام آزادی (37)، پیام آزادگان (35)، هزاره ققنوس (35)، نوید شیراز (26). گرچه تعدادی از همین ناشران، در مقاطعی، با سفارش‌پذیری چاپ آثار از نهادهای دولتی و حکومتی و با حمایت آنها سرپا مانده‌اند؛ اما به هر حال، اعتبار اصلی خود را از سیاست‌گذاری نشر خصوصی گرفته‌اند.&lt;br /&gt;3ـ ناشران خصوصی که بدون داشتن تشکیلاتی خاص و بدنه‌ای کارشناسی، چاپ‌کننده آثار برخی نهادها هستند. این نهادها به دلایلی نمی‌خواهند چاپ برخی از کتاب‌ها به پای آنها نوشته شود یا اینکه به علل برخی نارسایی‌ها و بیماری‌هایی که در حوزه نشر وجود دارد به‌گونه‌ای می‌خواهند امتناع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از خرید هزارتایی کتاب از ناشران دولتی را جبران کنند. اکثر آثار جنگ و دفاع مقدس، منتشره این ناشران، با بودجه‌های دولتی تهیه، کارشناسی و فراهم آمده و فقط برای چاپ و توزیع به اینها سپرده شده است. گرچه به‌دلایلی نام بردن از این ناشران سخت است؛ اما چنانچه تعریف جا افتاده در کشورمان برای نشر را بپذیریم و کاری به جریان‌سازی در امور فرهنگی نداشته باشیم، یعنی یک ناشر را، بدون هرگونه ارزش‌گذاری، چاپچی و موزع آثار یک مؤلف بدانیم (که این مؤلف در اینجا می‌تواند یک نهاد باشد)، شاید بتوان ناشرانی را نام برد که از نهادهایی مثل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، ارتش، سپاه، کنگره‌های شهدا و امثالهم، سفارش چاپ و توزیع می‌پذیرند و آثاری به چاپ می‌رسانند که قبل از اینکه در کارنامه این ناشران خصوصی به حساب آیند، عملاً در سوابق فعالیت نشر نهادها جای می‌گیرند. تعدادی از این ناشران عبارت‌اند از: نسیم حیات (58)، ایران سبز (46)، شروع (33)، پالیزان (27).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ضرورت وجود متولی در نام‌گذاری‌ها، برای بهره‌گیری از عناوین ملی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;هرگونه تشکیل نهاد ملی در حوزه نشر دفاع مقدس، باید با دقت نظر ویژه‌ای همراه باشد. بهره‌مندی از بار فرهنگی و حقوقی عنوان «انجمن ناشران دفاع مقدس» بدون شناخت بدنه تشکیل‌دهنده آن لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به فعالیت‌های این عرصه ملی وارد می‌کند. یادمان باشد که تحت لوای چنین نام‌های ارزشمند و تعریف شده ملی، تاکنون، چه خسارت‌هایی به فرهنگ عمومی وارد شده است! من هنوز خاطره آزاردهنده «صندوق قرض‌الحسنه بسیجیان» را فراموش نکرده‌ام که چگونه یک مفهوم ملی و ارزشی به نام «بسیجیان» ـ که در عرصه دفاع مقدس معنا و جلا یافته است ـ برای تشکیلاتی مالی و بانکی خرج شد و به همراه نمونه‌های دیگر، مؤید این امر شد که همچنان فرهنگ در این مرز و بوم بی‌متولی و مظلوم است. باید بدانیم اینها از سرمایه‌های ارزشمند ملی و معنوی فرهنگ ما هستند و آینده‌نگری و مسئولیت ملی نباید اجازه دهد هر کجا انتفاعی مادی یا سیاسی اشخاص و گروه‌ها در نظر است، برای نام‌گذاری‌ها، این عناوین ارزشمند ملی به‌سادگی خرج ‌شوند و با استحاله تدریجی، معنا و مفهوم حقیقی و تأثیرگذار خود را از دست بدهند. &lt;br /&gt;بنابراین گرچه تمرکز ناشران خصوصی و دولتی تحت نهادی با نام «انجمن ناشران دفاع مقدس» اقدامی شایسته و پسندیده است، قبل از آن، امری ملی محسوب می‌شود که نیازمند ورود نهادها و شخصیت‌های ملی بدان است. این انجمن می‌تواند طی اساس‌نامه‌ای دو نیمه خصوصی و دولتی ناشران را به سود یکدیگر کنار هم بنشاند و سیاست توزیع این آثار را با توجه به کیفیت آنها، در فروشگاه‌های زنجیره‌ای و با حمایت دولت سامان ‌دهد و حتی نوعی کارشناسی و داوری در آثار لحاظ ‌کند که جلوی چاپ و توزیع آثار بی‌کیفیت را مسدود کند. البته این امر نیازمند تهیه و تدوین اساس‌نامه تشکیلاتی و آیین‌نامه مطالعاتی، اجرایی و کاربردی مناسب است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پیگیری یک خبر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;همچنان که تلویحاً ذکر شد شناخت عملکرد ناشران حوزه جنگ و دفاع مقدس، تقدم و تأخر آنها در نشر، استمرار انتشار کتاب این حوزه در نشر سالانه‌شان، جریان‌سازی‌ها و سمت‌گیری‌ها، پیگیری مجموعه‌های مطالعاتی و تک‌نگاشت توسط آنها و مواردی از این دست، لازمه دست‌یابی به بستر اطلاعات نشر است که در کتابخانه‌های تخصصی و مرجع فراهم می‌شود. این کتابخانه‌ها برای به‌روز نگه‌داشتن اطلاعات خود و تأثیرگذاری به‌موقع در فعالیت‌های ملی و فرهنگی، نیازمند پیگیری اخبار حوزه کتاب، کتابداری، نشر و فعالیت‌های فرهنگی، پژوهشی و اطلاع‌رسانی هستند. بنابراین و با توجه به دغدغه‌ای که در یادداشت فوق بیان شد، رویت خبر تشکیل «انجمن ناشران دفاع مقدس» برای ما اهمیت دارد و توجه به محتوای این خبر روشنگر بسیاری از مسائل است.&lt;br /&gt;در خبرها چنین آمده بود که چهار ناشر برای تشکیلات خود عنوان ملی «انجمن ناشران دفاع مقدس» را برگزیده‌اند و اساس‌نامه‌ای تهیه و تدوین کرده‌اند که مطابق آن ناشران دولتی را به تشکیلات خود راه نمی‌دهند و هنوز برپا نشده، در مقام هیئت مؤسس، برای دیگران نسخه پیچید‌ه‌اند مبنی بر اینکه برای حق عضویت در این انجمن، باید صد نسخه کتاب جدید خود را بپردازند. این ناشران تحت نام این انجمن، جلسه می‌گذارند و آیین‌نامه خود را بررسی می‌کنند و برای کسب حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تلاش هستند ... طبق اطلاعات این کتابخانه، از میان حدود 6 هزار عنوان کتاب منتشره در حوزه دفاع مقدس، مجموع آثار این ناشران تا کنون 77 عنوان است و در کارنامه نشر یکی از آنها کتاب دفاع مقدس وجود ندارد! &lt;/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;p /&gt;&lt;p&gt;* &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;این یادداشت در روزنامه جام جم (ش 2696، 6 آبان 1388، ص 8) به چاپ رسیده است.&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=26&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Sat, 12 Jun 2010 09:26:10 +0230</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>یادداشت پانزدهم</title>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;دا، فرزند زمان خویشتن*&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/p&gt;&lt;p&gt;1ـ زمستان 1386، در راهروی «دفتر ادبیات و هنر مقاومت» ساختمان حوزه هنری، با خانم‌ها حسینی مواجه شدم. «سیده‌زهرا حسینی» راوی و صاحب خاطره «دا» از اینکه خاطره‌اش مدتی است در چالش آماده‌سازی برای نشر افتاده است گله‌مند بود و «سیده‌اعظم حسینی» ـ مسئول واحد زنان دفتر ادبیات و هنر مقاومت ـ مؤلف کتاب «دا» از اینکه پاسخی شایسته برای تلاش خود و توقع راوی، از دفتر و انتشارات نمی‌گرفت نگران می‌نمود. آنها را به این نکته توجه دادم که مدت‌هاست همراه من است. گفتم هر اثر زمان تولدی دارد و امیدوار باشیم این اثر ـ اگر بتوان به یک خاطره، اثر اطلاق کرد ـ در زمانه خود متولد شود نه زودتر و نه دیرتر.&lt;br /&gt;شرایط اجتماعی و سیاسی عصر انتشار، اهمیت مؤثر موضوع و محتوای کتاب، نثر روزآمد و همه‌خوان اثر، در میانه بودن اشخاص تأثیرگذار ـ به‌مثابه مبلغان فرهنگی و فارغ از هرگونه گرایش فکری ـ ، شناخت ناشر از اهمیت کیفی کار، داشتن گستره توزیع مناسب در نشر، اخذ اجماع فرهنگی بر ملی بودن یک اثر و مواردی دیگر که نیازمند تدقیق عالمانه‌تری است، از مشخصات زمانه خوب برای یک اثر است. به‌زعم این نگارنده، دا، متولد زمانه خویش است و استعدادی که در خود دارد وی را به‌عنوان یک اثر ملی، به سروری همگنان خود خواهد رساند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;/font&gt;2ـ کتابها فرزندانِ پدیدآورندگان‌شان هستند؛ چه این پدیدآور یک شخص حقیقی، حقوقی و یا تلفیقی از این دو باشد. فرزندان «دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری» ـ حدود 580 نفر در جلد ـ در بیست سال عمر این دفتر هر کدام روز تولد و روزگار زیست معینی داشته‌اند. انتشارات سی‌ساله حوزه هنری، که طی این چند سال در هیئت «سوره مهر» به عرصه نشر نازل شده! محل تولد و منشأ گسترش این آثار بوده است. گرچه دوره زیست فروشگاهی این کتابها ـ که متمایز از زیست فرهنگی و پژوهشی است ـ ، با توجه به توان انتشارات حوزه هنری در حمایت فرزندانش یکسان نبوده است اما در سالهای اخیر و در روزگار فرزندسالاری، به تک تک آنها توجه ویژه‌ای شده و با در نظرگرفتن اهمیت و کیفیت هر کدام، افت و خیزی مخصوص به خود داشته است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;/font&gt;3ـ فرزندان یک پدیدآور حقوقی به همراه خود پدیدآور، همواره متأثر از شهرت سایر برادران و خواهران خود هستند. همچنان که در عرف اجتماعی، خیلی‌ها را به فرزندی، برادری و خواهری فلان فرد مشهور نسبت می‌دهند یک اثر مشهور نیز خویشاوندان نسبی خود (از یک پدیدآور و یک ناشر) و سببی (از یک مقوله و موضوع) را تحت تأثیر شهرت خویش قرار می‌دهد. شاید شنیدن چنین عباراتی دور از انتظار نباشد: «... همان ناشری که دا را منتشر کرده است»، «... همان کتابی که توسط ناشر دا منتشر شده است»، «... همان مؤلفی که صاحب کتاب داست»، « ... مثل دا که از خاطرات دوران جنگ است» و غیره. عمر این‌گونه عبارات و جملات، با توجه به دوره شهرت یک اثر، کوتاه و بلند است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;/font&gt;4ـ به نظر این نگارنده، سرمایه‌گذاری تبلیغی یک ناشر برای شناسا کردن آثار با استعداد خود، از یک تا دو سال است. درک اینکه چه اثری تابع چنین شرایطی است یکی از کارشناسی‌های هر ناشر فرهنگی و سازمان متبوع وی است. بسیاری از آثار را سراغ داریم که در زمانه خود متولد نشده، و با بی‌توجهی ناشر در نگاه مشترک بدان در کنار سایر آثار، استعداد مناسب خود را بروز نداده و حیف شده‌اند. بنابراین به نظر می‌رسد که یک ناشر برای یک یا دو اثر خود باید دوره تبلیغی ویژه ـ بدون بی‌توجهی به سایر آثار ـ تعریف کند و اگر اثر تأثیرگذار دیگری در راه دارد تا سپری شدن این دوره از انتشار آن دست نگهدارد.&lt;br /&gt;بخشی از آثار دو دفتر تابعه حوزه هنری یعنی «دفتر ادبیات و هنر مقاومت» و «دفتر ادبیات انقلاب اسلامی» که در دوره پختگی خود هستند و در عرصه ملی از جایگاه ویژه‌ای بر خوردارند در شمار این توجهات قرار دارند. گرچه حوزه هنری اکنون، پس از سی‌ سال، بایست در تمام رشته‌های ادبی و هنری جایگاه شاخصی داشته باشد اما متأسفانه و به هر دلیلی، در میان سایر مراکز ادبی و هنری این کشور، تنها به یکی از این مراکز بودن بسنده کرده است و امید است که به جایگاه برخی از واحدهای تابعه خود در سایر موضوعات نیز دست یابد تا نه فقط آثار تاریخی و ادبی انقلاب و جنگ، که تمام آثار ادبی و هنری آن قابلیت تأثیرگذاری ملی را پیدا کنند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;&lt;/font&gt;5ـ از وظایف برادران و خواهران «دا» و پدیدآورندگان آنها، چه آنهایی که شرایط ویژه تبلیغی خود را سپری کرده‌اند یا آنها که در شرایطی ویژه قرار ندارند انتظار همراهی است. تا با شناخت این وضعیت، توجه بیشتر به دا را بی‌توجهی به خود نپندارند و از این رویکرد ناشر حمایت کنند و صبوری خود را از دست ندهند و بگذارند تا دوره‌های تبلیغی ویژه سپری شود و رشد فرهنگی و پژوهشی آثار در مسیر طبیعی خود قرار گیرد.&lt;br /&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;* &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;مأخذ یادداشت: مهر: نشریه تخصصی کتاب انتشارات سوره مهر (ویژه‌نامه بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران)، شماره 61، اردیبهشت 1388، ص 8.&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=25&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Wed, 14 Oct 2009 18:17:16 +0130</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>یادداشت چهاردهم</title>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;مجموعه، سلسله انتشارات، فروست&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;نگاهی شتابزده به ساز و کار ناشر در تفکیک آثار تخصصی و موضوعی&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/div&gt;&lt;b&gt;تجربه یک دفتر کارشناسی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در «کتابخانه مرکزی حوزه هنری» که کار می‌کردم، یکی از ویژگی‌های آثار منتشره «دفتر ادبیات و هنر مقاومت» را دوست داشتم: تفکیک موضوعی آثار. سال 1376 اتفاقی افتاد و من کارم را به این دفتر منتقل کردم. فرصتی پیش آمد و پی‌جو شدم که کدام خوش ذوقی چنین فرآیندی را، که مبتنی بر شناخت پیوستگی مجموعه آثار هم رده و هم موضوع در نشر است در آثار دفتر لحاظ کرده و تمام آثار را تحت عناوین و موضوعات مشخصی به چاپ رسانده است. «خاطرات»، «داستان»، «شعر» و امثالهم، که مؤید قالب نوشتاری آثار و از ساده‌ترین تفکیک‌ها بود و عناوین دیگری چون «خاطرات آزادگان»، «ادبیات و هنر مقاومت جهان»، «گزینه شعر جنگ» و «حکایت‌های جنگ» که در آنها عبارت عنوانی و مبتنی بر یک مجموعه سوگرفته ملاحظه شده بود.&lt;br /&gt;به تبع ساختار ذهنی خود، که از کتابداری و اطلاع‌رسانی نشأت گرفته بود از شیوه‌نامه این «فروست‌دهی» پرسیدم و دانستم که لفظ «فروست» هنوز در کار دفاتر کارشناسی کتاب و نشر غریب است در حالی که در کتابداری شناخته شده و پر بسامد می‌باشد.&lt;br /&gt;اکنون از آن ایام بیش از ده سال می‌گذرد. یکی از رایج‌ترین واژه‌ها در این دفتر «فروست» است و در پی شکل‌گیری «کتابخانه جنگ»، نظام‌ فروست‌دهی آثار منتشره «دفتر ادبیات و هنر مقاومت» در این کتابخانه تجدید حیات یافته، و بسامان و منظم پیگیری می‌شود. اکنون اگر کتابی در دفتر تولید می‌شود از پشت جلد آن متوجه می‌شوی که اولاً چندمین کتاب دفتر است، ثانیاً به حوزه موضوعی کدام جنگ یا ادبیات پایداری کدام کشور تعلق دارد، ثالثاً چه قالب نگارشی دارد، رابعاً در این قالب یا عنوان موضوعی، چندمین کتاب دفتر است، خامساً به چه گروه سنی یا اجتماعی اختصاص دارد و سادساً ...!&lt;br /&gt;بخش عمده کارکرد فروست همین است و ای کاش تمام آثار حوزه هنری (سوره مهر) و فراتر از آن، آثار «فرهنگی ـ ملی» تحت چنین فرآیندی قرار می‌گرفتند. کتابداران، کتابشناسان، پژوهشگران و پی‌جویان آثار جاری و آتی، بیش از دیگران به اهمیت چنین اطلاعاتی واقف هستند.&lt;br /&gt;&lt;meta http-equiv=&quot;Content-Type&quot; content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Word.Document&quot; name=&quot;ProgId&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=&quot;Generator&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=&quot;Originator&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:DOCUME~1userLOCALS~1Tempmsohtmlclip11clip_filelist.xml&quot; rel=&quot;File-List&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:DOCUME~1userLOCALS~1Tempmsohtmlclip11clip_themedata.thmx&quot; rel=&quot;themeData&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:DOCUME~1userLOCALS~1Tempmsohtmlclip11clip_colorschememapping.xml&quot; rel=&quot;colorSchemeMapping&quot; /&gt;&lt;style&gt;&lt;/style&gt;&lt;p class=&quot;StyleComplexBMitra14ptCentered&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;b&gt;فروست چیست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;به تفکیک محتوایی، موضوعی و تخصصی چند اثر و گروه‌بندی آنها تحت عناوین مختلف، که توسط ناشر آن آثار انجام می‌شود «series»، «سری»، «مجموعه»، «سلسله انتشارات» یا «فروست» گفته می‌شود. فروست، سمت‌گیری ناشر یا مولد اثر، در تولید آثار فرهنگی و علمی است و نشان از آن دارد که ناشر به بستر فرهنگی و پژوهشی یک کشور، یک گروه، یک دین و امثالهم، آشنا، علاقه‌مند و مسئولیت‌پذیر است و می‌خواهد علاوه بر رهیافت تجاری ـ که رویکرد اصلی هر ناشری است ـ اعتبار فرهنگی، علمی و اطلاع‌رسانی برای خود برپا کند.&lt;br /&gt;فروست‌دهی، برای ناشرانی اهمیت دارد که سیاستگذاری خاصی، مبتنی بر سفارش‌دهی، برای تولید مجموعه آثار تدارک دیده‌اند و یا متکی بر دفاتر مولد آثار موضوعی و تخصصی هستند. ناشران یا دفاتر مولد، برای علمی‌کردن این سامانه، می‌توانند بر توان کارشناسی کتابخانه‌های تخصصی تکیه کنند و سیاست‌های فرهنگی خود را انتظام بخشند.&lt;br /&gt;عموماً فروست‌ها به کتاب‌ها داده می‌شود، اما برخی مواقع برای نشان‌دادن پیایند بودن تعدادی از مقالات و مطالب مستقل، به آنها فروست داده می‌شود؛ مقالاتی که در همان شماره نشریه تمام می‌شوند و کامل هستند اما به لحاظ سوژه، مضمونی دارند که همچنان نویسنده یا سفارش‌ده بدان خواهد پرداخت.&lt;br /&gt;فروست‌ها شماره‌دار هستند و برای پی‌جویان آثار وجود این شماره‌ها اهمیت دارد. به لحاظ آماری نیز هرچه این شماره‌ها بیشتر می‌شود برای ناشر و مولد اثر اعتبار به دنبال دارد. اما هستند عناوینی که حکم فروست را پیدا می‌کنند اما اهمیت شماره‌دهی در آنها کم‌رنگ است.&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;StyleComplexBMitra14ptCentered&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=&quot;left&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;b&gt;انواع فروست&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در یک اثر چون کتاب، از یک «عنوان فروستی» تا ترکیبی از چندین عنوان می‌توان بهره گرفت. تا کنون نظام‌نامه‌ای پیرامون انواع فروست تدوین نشده است. اما بنا بر تجربه نگارنده، مجموعه‌ها و فروست‌ها را می‌توان از مناظر مختلف مطالعه کرد:&lt;br /&gt;1ـ فروست ترتیبی ناشر در سلسله نشر آثار: برخی ناشران یا دفاتر تولیدی آثار، برای پیگیری تعداد آثارشان، از ابتدای نشر آنها را شماره‌گذاری می‌کنند و در کنار سایر فروست‌ها، عبارتی شماره‌دار برای ترتیب می‌نشانند. این امر برای ناشرانی که تعداد قابل توجهی اثر به چاپ رسانده‌اند بسیار اهمیت دارد و اعتبار ویژه‌ای به‌دنبال می‌آورد.&lt;br /&gt;2ـ فروست آثار به‌تفکیک قالب نگارشی: همچنان که ذکر شد ساده‌ترین فروست‌ها با این رویکرد است. «داستان»، «شعر»، «نمایشنامه‌»، «خاطره» و ... که بسیاری مواقع در حالت جمع استفاده می‌شوند، از این شمار هستند. این تفکیک عموماً برای ناشرانی اهمیت دارد که فراوانی قابل ملاحظه‌ای در انتشار هر کدام از این قوالب دارند.&lt;br /&gt;3ـ فروست آثار به‌مثابه عناوین مشترک: ضرورت تولید آثار در برخی زوایای فرهنگی و پژوهشی، که عموماً از تعهد ملی یک ناشر نشأت می‌گیرد ناشر یا بدنه مولد را به سفارش‌دهی مجموعه‌هایی ترغیب و برای آنها عناوین مشترک اختیار می‌کند. چنین رویکرد ناشر، می‌تواند از طریق شیوه‌نامه‌ای که شبیه شیوه‌نامه دانشنامه‌نویسی است عده‌ای از نخبگان، نویسندگان و پژوهشگران یک موضوع را در کنار هم بنشاند و سمت و سو بدهد.&lt;br /&gt;این مجموعه‌ها علاوه بر آثار جدی در سطح سنی بزرگسال، به گروه سنی کودک و نوجوان، به‌عنوان آینده‌سازان یک فرهنگ نیز توجهی ویژه دارد. در بسیاری از موارد، این عناوین مشهورتر از عنوان اصلی کتاب هستند و یکی از مهم‌ترین مشخصه این آثار تک‌نگاشت بودن آنها است. عموماً این آثار سرگذشتنامه‌ای هستند و در سطح سنی بزرگسال با تلخیص می‌توانند به‌عنوان مقالات دانشنامه‌ای استفاده شوند. اما در سطح سنی کودک و نوجوان، از آنجا که رویکرد نگارش مبتنی بر داستان‌پردازی است کم‌تر چنین قابلیتی مشهود است. شاید بهتر باشد در این‌گونه فروست‌ها این دو سطح سنی (بزرگسال و کودک و نوجوان) از یک‌دیگر تفکیک شود.&lt;br /&gt;با این توصیف، در آثار سطح نوجوان دفتر ادبیات و هنر مقاومت، می‌توان برای مثال از مجموعه‌های «قصه فرماندهان» و «قصه‌های شهر جنگی» نام برد.&lt;br /&gt;4ـ گروه‌بندی آثار در چاپ‌های مجدد و به ضرورت نشر: برخی ناشران برای توجه دادن مخاطب به اهمیت کتاب، برخی ویژگی‌های آن را، عموماً در چاپ مجدد لحاظ می‌کنند. مسلماً اصلی‌ترین دلیل آن، توجه به فروش مناسب اثر است. تجربه «انتشارات سوره مهر» در این مورد یاد کردنی است. این ناشر برای نشان دادن این مهم، چندی است برخی از ویژگی‌های تعدادی از آثار را در چاپ‌های مجدد لحاظ می‌کند و تحت عناوین و نشانه‌های خاص، که همان عناوین فروستی است به چاپ می‌رساند.&lt;br /&gt;این عناوین عبارتند از: «کتاب زرین» (کتابهای بزرگسال که جوایز معتبر کسب کرده‌اند)، «کتاب‌های طلایی» (کتابهای کودک و نوجوان که جوایز معتبر کسب کرده‌اند)، «کتابهای نقره‌ای» (کتاب‌هایی که به‌دلیل استقبال مخاطبان، از چاپ چهارم گذشته است) و «کتاب سیمین» (کتاب‌هایی که از نظر موضوع، مورد استفاده و توجه بانوان هستند). گرچه این‌گونه نشان‌دار کردن برخی از آثار برجسته، توجه ناشر را می‌رساند و قابل تقدیر است اما در یک مطالعه سطحی خالی از اشکال نیست. فی‌المثل جدا کردن کتاب بزرگسال از کودک و نوجوان در کتاب طلایی و زرین ضرورتی ندارد. یا ملاک تعداد چاپ مجدد برای نشان‌دادن کثرت شمارگان درست نیست. یک ناشر ممکن است در همان چاپ اول ده‌هزار نسخه از یک کتاب به چاپ برساند و ناشری دیگر این تعداد را در سه چاپ منتشر کند. مهم‌تر از همه جدا کردن مخاطب برای کتاب‌هایی با موضوعات زنان و غیره، چندان به‌نفع ناشر تمام نخواهد شد. گرچه به‌نظر نمی‌رسد قصد دفاتر تولیدی و کارشناسی حوزه هنری از چاپ مثلاً «خاطرات زنان» مخاطب قرار دادن فقط زنان باشد! &lt;br /&gt;5ـ گزیده‌سازی و متمرکز کردن آثار مؤلفان: گزیده‌سازی آثار مؤلفان و چاپ آنها توسط تعدادی از ناشران علاقه‌مند به برخی قوالب نگارشی، همچون شعر، سنتی دیرین در نشر محسوب می‌شود. بیش از یکصد عنوان کتاب منتشره تحت نام «گزیده ادبیات معاصر» توسط انتشارات نیستان از این شمار هستند. این آثار عموماً به نام شاعران و نویسندگان آنها شناخته می‌شوند.&lt;br /&gt;در این میان برخی از ناشران به تمرکز در نشر آثار یک مؤلف نیز علاقه نشان داده و با عناوین و یونیفرم مشترک و یا ساختار فیزیکی نشان‌دار دست‌رسی به آنها را سهل کرده‌اند. این رویکرد را نیز در زمره این گروه می‌توان به‌حساب آورد. تجربه طرح «تجمیع آثار نویسندگان» توسط سوره مهر از این‌گونه فعالیت‌هاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;meta http-equiv=&quot;Content-Type&quot; content=&quot;text/html; charset=utf-8&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Word.Document&quot; name=&quot;ProgId&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=&quot;Generator&quot; /&gt;&lt;meta content=&quot;Microsoft Word 12&quot; name=&quot;Originator&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Cuser%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_filelist.xml&quot; rel=&quot;File-List&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Cuser%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_themedata.thmx&quot; rel=&quot;themeData&quot; /&gt;&lt;link href=&quot;file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Cuser%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_colorschememapping.xml&quot; rel=&quot;colorSchemeMapping&quot; /&gt;&lt;style&gt;&lt;/style&gt;&lt;span class=&quot;a&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;FONT-SIZE: 12pt&quot;&gt;&lt;b&gt;مأخذ:&lt;/b&gt; مهر: نشریه تخصصی کتاب انتشارات سوره مهر، شماره 44، 15 آذر 1387، ص 6.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=24&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Sun, 11 Oct 2009 10:14:12 +0130</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>یادداشت سیزدهم</title>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;کتابداری، کتابشناسی، اطلاع‌رسانی؟&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;به بهانه یادداشت «کتابداران، کتاب‌رسان یا اطلاع‌رسان؟»&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عادت چسب و قیچی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title=&quot;یادداشت اول مهر&quot; href=&quot;http://shiraz.iricap.com/magentry.asp?id=6182&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;يادداشت اول «مهر»&lt;/a&gt;(1) ـ نشريه داخلي انتشارات سوره مهر ـ را که مي‌خواندم به نظرم آشنا آمد. آن را در جايي مطالعه كرده بودم و از آنجا كه اين‌گونه مطالب را در وبلاگ‌ها مي‌توان پيدا كرد، مجدداً آن‌ را در شبكه اينترنت جست‌و‌جو كردم، برايم آشكار شد كه اين نوشته عيناً يكي از يادداشت‌هاي آقاي «موسي يمين فيروز» كارشناس ارشد كتابداري، از كتابداران و اطلاع‌رسانان فعال بابلي در وبلاگش با نام «&lt;a title=&quot;نظریه‌های کتابداری و اطلاع‌رسانی&quot; href=&quot;http://theorylib.blogfa.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نظريه‌هاي كتابداري و اطلاع‌رساني&lt;/a&gt;» است كه در مورخ 14 آذرماه 1385 بارگذاري شده است.&lt;br /&gt;در اين جست‌وجو متأسفانه همان مشكل هميشگي نقل بدون مأخذ مطالب، از يك وبلاگ در يك وبلاگ شخصي ديگر، بدون توجه به حقوق معنوي پديدآورنده مشهود بود. برای مثال مطلب فوق كه با عنوان «&lt;a title=&quot;کتابداران کتاب‌رسان و کتابداران اطلاع‌رسان&quot; href=&quot;http://theorylib.blogfa.com/post-20.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;كتابداران كتاب‌رسان و كتابداران اطلاع‌رسان&lt;/a&gt;» توسط پديدآور اصلي منتشر شده، با همين عنوان در برخی وبلاگ‌هاي ديگر تكرار شده بود به گونه‌‌اي كه تصور مي‌كردي نوشته خود آنهاست.[نمونه &lt;a title=&quot;وب‌سایت کتابخانه کانون اسلامی انصار&quot; href=&quot;http://kanoon-ansar.net/html/modules.php?op=modload&amp;name=News&amp;file=article&amp;sid=59&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;1&lt;/a&gt; و &lt;a title=&quot;وبلاگ کتابداری تربیت معلم آذربایجان&quot; href=&quot;http://golilib.pib.ir/18414/Ú©ØªØ§Ø¨Ø¯Ø§Ø±Ø§Ù+Ú©ØªØ§Ø¨+Ø±Ø³Ø§Ù+Ù+Ú©ØªØ§Ø¨Ø¯Ø§Ø±Ø§Ù+Ø§Ø·ÙØ§Ø¹+Ø±Ø³Ø§Ù.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;2&lt;/a&gt;] اما از تواريخ اخير آنها و نيز كيفيت دیگر مطالب متوجه مي‌شدي كه برخي عادت به چسب و قيچي دارند و عرض خود مي‌برند و زحمت ديگران مي‌دارند. درصورتی كه اگر در یک متن پژوهشی نظر ويژه‌اي مطرح شده است بايد مؤلف مسئوليت‌پذير و پاسخگو باشد.&lt;br /&gt;به هر حال برایم آشکار نشد چرا نشريه داخلي مهر ـ که نشان داده برای ماندن در مسیر ناهموار کتابشناسی و اطلاع‌رسانی نشر، جدی، ثابت قدم و رو به رشد است ـ اینچنین بدون توجه به مسئوليت‌‌پذيري چاپ مطلب از ديگران، با نام مستعار و يا خداي نكرده با نام يك شخص ديگر، اين مطلب را منتشر ساخته و جداي از مشكلات پاسخگويي علمي، به كپي‌رايت نیز بی‌توجهی کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چرا کتابداری؟!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;يادداشت منتشره مدعی است: «تمام كتابداران ما را نمي‌توان اطلاع‌رسان قلمداد كرد چون كار آنها فقط كتاب‌رساني است. كتابداراني را مي‌توان اطلاع‌رسان دانست كه در عصر جديد و با استفاده از فناوري اطلاعاتي و شبكه‌هاي اطلاعاتي نه تنها كتاب‌رساني مي‌كنند كار اطلاع‌رسانی را نيز انجام مي‌دهند.» (2) فارغ از حواشي اين مسائل، به بهانه بازنشر اين مطلب، اشاره‌وار نكاتي در اين رابطه یادآور می‌شوم:&lt;br /&gt;اينكه واژة «كتابداري» براي انتقال مفهوم آنچه در تحصيلات، آموزش و شغل كتابداري مي‌گذرد نارساست شكي نيست. نه تنها منابعي كه كتابدار (مأخوذ از كتابداري) با آن سر و كار دارد فقط كتاب ـ در تعريف امروزي ـ نیست بلکه كاري كه كتابدار بدان مشغول است نمي‌توان گفت «كتاب»داري است؛ چرا كه پسوند «داري» كه از «داشتن» حاصل مي‌شود با هر اسم كه همراه شود خوش‌ترين مفهومي كه به ذهن متبادر مي‌كند معناي آرشيوي، بايگاني و انبارداري مي‌دهد؛ يعني ذخيره كردن، نگهداري و اداره كردن يك سرمايه با نام كتاب؛ كتاب ثبت كردن، كتاب دادن و كتاب گرفتن. فعاليتي كه پيشينيان بافرهنگ ما براي يك «كتاب‌بان» (Bookkeeper) به سبب نگهداري كتاب اطلاق مي‌كردند و اكنون كه با شكل‌گيري و توسعه «دانش كتابداري» (Library Science) بسياري از صاحب‌نظران، كتابداري را در زمره علوم اجتماعي مي‌شمارند و مناقشاتي را دامن مي‌زنند تا وجوه علمي و فني آن را از يكديگر بازشناسند جاي بسي تأسف است كه براي اين دانش واژه‌اي انتخاب شده كه بي‌مسما، محدودكننده، نارسا و فاقد بار اجتماعي مناسب است به‌گونه‌اي كه دانش‌آموختگان اين رشته دانشگاهي براي شناسا کردن صنف خود كمتر بدان تن مي‌سپارند.&lt;br /&gt;شايد از همين روست که دكتر هوشنگ ابرامي در مطلع كتاب «شناختي از دانش‌شناسي» اعتقاد دارد: «بدترين دشمن علم نوين كه به‌زبان فارسي كتابداري خوانده مي‌شود خود كلمه كتابداري است.» (3) ايشان واژه «دانش‌شناسي» و «دانش‌رساني» را پيشنهاد مي‌كنند با اين توضيح كه «فرد دانش‌شناس نه تنها از نظر فلسفه آموزش و پرورش با تئوري، منشأ، ماهيت، روش‌ها و محدوديت‌هاي علم و معرفت آشنايي پيدا مي‌كند بلكه از جهت فيزيكي يعني اخذ منابع دانش و گسترش آنها وظايفي عهده‌دار مي‌شود.» (4)&lt;br /&gt;امروزه آنچه يك كتابدار مي‌آموزد تا يك كتابخانه را به سرانجام برساند، شناسايي، گردآوري، رده‌بندي، سازماندهي، نمايه‌سازي، داده‌پردازي نرم‌افزاري و همراهي با مراجعان و خواهندگان منابع تا رسيدن آنها به دانش و اطلاعات مورد نظرشان است. به همين سبب است كه كتابداران بنا به تخصص و دانش موضوعي، كه ممكن است برخي از آنها را در تحصيلات تكميلي كسب ‌كنند، با اقسام مختلفي بر شمرده مي‌شوند، از كتابدار ميز امانت تا كتابدار فهرست‌نويس، كتابدار نمايه‌ساز، كتابدار چكيده‌نويس، كتابدار مشاور، كتابدار راهنما، كتابدار مرجع؛ و يا خود دانش كتابداري وقتي با منابع موضوعي خاصي همراه مي‌شود تخصص آنها را به خود جلب مي‌كند: كتابداري پزشكي، كتابداري فني و مهندسي، كتابداري علوم انساني، كتابداري جنگ و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;به‌سوی کتابشناسی و اطلاع‌رسانی!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اصل پنجم رانگاناتان ـ فيلسوف و كتابدار مشهور هندي ـ مي‌گويد: «كتابخانه اندام‌واره‌اي ـ ارگانيسمي ـ زنده و بالنده است». بنابراين حاصل كار كتابداري به لحاظ «آشنایی با درون‌مایه و موضوع منابع» و «داده‌پردازي اطلاعات فراهم شده» تبديل به دو گونه كارشناسي ويژه مي‌شود كه در حوزه فرهنگي به اولي «كتابشناسي» و دومي «اطلاع‌رساني» مي‌گوييم.&lt;br /&gt;ره‌يافت به تخصص «كتابشناسی»(5) يا درست‌تر «مأخذشناسي» (Bibliology) از دو سوست: ابتدا حوزه مطالعه و پژوهش؛ كه در آن پژوهشگران معتبر در مقام شناخت منابع تخصصي خود به مرجعيتي مي‌رسند و كتابشناس مي‌شوند. آنان مي‌توانند در مقام مشاوره هر خواهنده‌اي را راهنمایی کنند و از آنجا که باید به ارزش اطلاعات وقوف کافی داشته باشند، در حوزه موضوعي خود صاحب‌نظرند و كتابشناسان مرجع محسوب مي‌شوند.&lt;br /&gt;از ديگر سو، آنچه يك كتابدار در رشد علمي و بر اثر خبرگي كه در عرض و طول دانش‌هاي گوناگون و منابع و مآخذ آنها قرار مي‌گيرد نرم‌نرمك در پاسخگويي به مراجعه‌هاي پژوهشي، يادگيري و تجربه متمادي و هزينه كردن استعداد خود، يك كتابشناس موضوعي مي‌شود با همان تعريفي كه درباره يك پژوهشگر گفته شد.&lt;br /&gt;همچنین بخشي از آنچه كتابداري فراهم مي‌كند داده‌ها و اطلاعاتي است كه مي‌تواند به مدد دانش اطلاع‌رساني گسترش پيدا كند. اطلاع‌رساني گرچه خود مقوله‌اي میان‌رشته‌ای و پهناور است و با بسياري از علوم و فنون و مشاغل اشتراك فعاليت دارد، با كتابداري، چاپ و نشر، ارتباطات، پژوهش‌هاي دیگر علوم انساني و ... ؛ اما حاصل كتابداري و كتابشناسي در ذخيره، انتقال، تبديل و بازيابي داده‌هاي هر دانش به‌وسیله نرم‌افزارها و سخت‌افزارها به اطلاع‌رساني منجر مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;چه کسانی کتاب‌رسانی می‌کنند؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اما كتاب‌رساني چيست؟ آيا آن‌چنان كه مقاله وبلاگ فوق مي‌گويد: «بسياري از كتابداران كتاب‌رساني مي‌كنند؟» و اينكه آيا كتاب‌رساني مستلزم كسب دانش خاصي همچون كتابداري است؟&lt;br /&gt;در تعريفي عام هر انتقالي كه با طي مسافتي حقيقي يا مجازي صورت مي‌گيرد با فعل «رساندن» همراه مي‌شود؛ اين انتقال مي‌تواند بر مبناي دانشي فني صورت پذيرد همچون: اطلاع‌رساني، آب‌رساني، خبررساني؛ يا درفرآيند شغلي ساده‌تري به سرانجام برسد همچون: نامه‌رساني، كتاب‌رساني.&lt;br /&gt;ارسال و توزيع اقلام انتشاراتي از ناشران، كتابفروشي‌ها، كتابخانه‌ها، دكه‌هاي روزنامه‌فروشي و غیره، كه مستلزم فرآيند عرضه و تقاضاست و مي‌تواند با واسطه‌اي همچون «پيك كتاب» انجام پذيرد همگي نمايشي از امور «كتاب‌رساني» است. در اين ميان دانش كتابداري و يا هر دانش ديگري هيچ‌گونه نقش تخصصي مگر در بسترسازي اين امور ندارند. با اين نوع نگاه است كه مثلاً اموري چون «كتاب‌رساني به نابينايان»، «كتاب‌رساني به جانبازان»، «مركز كتاب‌رساني سازمان آموزش و پرورش» و نظاير آنها شكل مي‌گيرد كه همگي در يك فعاليت ستادي و اجرايي درگير هستند.&lt;br /&gt;بنابراين، حتي با لحاظ كردن كم‌كاري كتابداران در مراكز اشتغال به كار و كتابخانه‌ها، نمي‌توان كار آنها را به كتاب‌رساني نسبت داد. توجه داشته باشيم كه به بهانه تفكيك كارشناسان خبره كتابداري از ديگران، اصطلاح ناكارآمد جديدي براي حوزه كتابداري تعريف نكنيم. چرا كه اين مفهوم ـ كتاب‌رساني ـ خود اعتباري ديگر و كاركردي متفاوت دارد.&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;p /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;u&gt;پی‌نوشت:&lt;/u&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;1. دانشجو، هادی. «کتابداران، کتاب‌رسان یا اطلاع‌رسان؟». مهر(نشریه داخلی انتشارات سوره مهر)، ش 14 (5 شهريور 1386): ص 2.&lt;br /&gt;2. همو.&lt;br /&gt;3. ابرامی، هوشنگ. شناختی از دانش‌شناسی: علوم کتابداری و دانش‌رسانی. تهران: نشر کتابدار، 1378 (چاپ دوم): ص 17.&lt;br /&gt;4. همو: ص 22.&lt;br /&gt;5. در اینجا کارکرد فرهنگی این اصطلاح مد نظر است. در حالی که از منظر کتابداری و مرجع‌شناسی، کتابشناسی‌ها گونه‌ای از آثار مرجع هستند و برای پدیدآمدن آنها قواعدی در نظر گرفته می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;یادداشت فوق در نشریه داخلی مهر ـ &lt;a title=&quot;کتابداری، کتابشناسی، اطلاع‌رسانی&quot; href=&quot;http://shiraz.iricap.com/magentry.asp?id=6453&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;شماره ۲۰ ، آبان ماه ۱۳۸۶، ص ۶&lt;/a&gt; ـ به چاپ رسیده است.&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=23&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Sat, 22 Dec 2007 15:32:47 +0130</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>يادداشت دوازدهم</title>
   <description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;در قلمرو گردآوري و تأليف&lt;/font&gt;*&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/div&gt;&lt;p&gt;خبر «درگذشت ناگهاني» اشخاص همواره مرا در ترسيم مسير طولاني زندگي دچار ترديد مي‌كند. هر بار كه مناسبتش فرا مي‌رسد و آشنايي را گرفتار مي‌كند ناگاه و ناخودآگاه به فضايي مبهم چشم مي‌دوزم تا مگر نقطه روشني در ذهن، مرا از سئوال هميشگي‌ام برهاند: پيمانه عمر اشخاص در سپري‌شدن ايام و پير شدن اعضا و جوارح پر مي‌شود يا از تلاش و كوشش و عملكرد آنها؟! ما تا كي مهلت داريم؟&lt;br /&gt;گرچه مي‌دانيم بنا به اعتقادي همه ما در اجلي معين و محتوم به سر مي‌بريم و وقتي اين مدت سپري مي‌شود كار تمام است. با اين حال زندگي ناتمام آشنايان ـ از منظر كارهاي ناقص و به‌جا مانده‌شان ـ همه ما را دچار سردرگمي و شگفتي و ترس مي‌كند! كسي را نديده‌ام براستي آماده مرگ باشد مگر آنكه بالاجبار زندگي موثر اين جهاني او به نقطه صفر حيات نزديك شده و مرگ گشايشي براي ادامه وجود او فراهم كند. آنهايي كه مرگ را در زبان تعارف به سخره مي‌گيرند و تمرين شجاعت مي‌كنند! همگي براي خود مهلتي به غير از آن اجل محتوم مي‌شناسند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آخرين بار كه كار مرحوم «حسين حداد» مرا گرفتار خود كرد چند ماه پيش بود، زماني كه دكتر محسن پرويز به معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزيده شد. حداد نوشتاري در مدح و ذم كتابشناسيهاي منتشر شده موضوع ‌«جنگ ايران و عراق» فرستاده بود و در آن نگاهي تند و انتقادي به ورود داستان‌نويسان در حوزه فهرستنگاري و كتابشناسي داشت. ايشان از من دعوت كرد كه بر اين مبنا مطلبي مشترك نوشته و به چاپ سپرده شود. اما من كار را از آن او دانستم و فقط نكاتي را براي پرهيز از دخالت احساس در مطلبي علمي يادآور شدم و حساسيت او را براي پالايش محيط اطلاع‌رساني از دخالت غيركارشناسي نويسندگان و داستان‌نويسان و مسئولان اجرايي ستودم.&lt;br /&gt;بخشي از اين مطلب با عنوان «كتابشناسي داستان كوتاه و رمان جنگ از سه منظر» در شماره 103 ماهنامه تخصصي «ادبيات داستاني» به چاپ رسيد و نشان داد كه حداد همچنان در تعالي علمي كار، براي غلبه بر احساسات و عواطف خود پرتلاش است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اولين بار كه حداد سراغم آمد «كتابشناسي داستانهاي كوتاه و رمان جنگ در ايران» از او به چاپ رسيده بود. اين كار را مجموعه‌اي انجام داده بودند كه سرپرستي و كارشناسي و بخشي از اجراي آن به وي سپرده شده بود. در آن ايام ـ به نظرم اوايل سال 1373 ـ من كتابدار مرجع كتابخانه مركزي حوزه هنري بودم. دوست مشترك و دانشمندمان عليرضا كمري باب اين آشنايي را فراهم كرده بود. &lt;br /&gt;حداد از انتقاداتي كه به اثر وارد كرده بودند دلخور بود و آمده بود براي برنامه‌هاي زيادي كه در حوزه كتابشناسي و اطلاع‌رساني منابع مكتوب ادبي در پيش داشت مسيري ديگري بيابد. شجاعت وي در قبول ضعف دانش كتابداري و اطلاع‌رساني اثر مرا بسيار خوش آمد. سهل‌الوصول بودن چاپ كتابشناسي هميشه برخي نويسندگان و پديدآورندگان آثار را به طمع انداخته و باعث شده آنها، با استفاده از نام و نشاني كه از تخصصي ديگر همراه دارند محل قراردادها ـ عموماً از هزينه بيت‌المال ـ واقع شوند. اكثراً نتيجه چنين كتابهايي به تلف كردن سوژه، ناكارآمدي اثر و بي‌اعتبار كردن اطلاع‌رساني يك حوزه موضوعي مي‌انجامد.&lt;br /&gt;از آن سال تا كنون كه در پروژه‌هاي مختلف حداد، به عنوان كارشناس امور كتابشناختي حضور داشته‌ام همواره اين نوجويي و تلاش وي را ستوده‌ام. يكي از برنامه‌هاي او ايجاد مركزي براي كارشناسي امور مصاحبه و كتابشناسي در حوزه ادبيات بود و در اين كار تلاش وافري داشت تا سطح علمي خود و گروه‌هاي متعددي كه با او همكاري داشتند بالا رود. وي جلسات مشاوره با متخصصان فنون مختلف و آموزش اعضاي گروه را امري واجب مي‌شمرد. &lt;br /&gt;اما حداد نيز ابوالمشاغل بود. كارهاي متعدد اجرايي در نهادهاي مختلف، جشنواره‌ها و ساير فعاليتهاي فرهنگي، او را از ماندن در مسير كامل يك تخصص همچون كتابشناسي و اطلاع‌رساني بازمي‌داشت. و از آنجا كه اكثر داشته‌هاي حوزه اطلاع‌رساني وي، مبتني بر فيش‌هايي بود كه قبل از سال 1373 فراهم شده بود، رغبت چنداني براي انتشار آنها نداشت و مي‌خواست همه كارها از منظر كارشناسي درست به چاپ سپرده شود و كارِ مانده، همچون زخم كهنه دچار روزمرگي، انگيزه و مهلتي مناسب براي تصحيح و تكميل باقي نمي‌گذاشت.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حق آن بود كه حداد در آثار منتشره‌اش و يا آنهايي كه زير چاپ دارد همان‌قدر كه به نشر ديدگاههاي ديگران پرداخته است، از منظر يك صاحب‌نظر، توشه‌اي سنگين‌تر از آنچه كه هست، براي خود فراهم كند. مصاحبه‌ها، جُنگ‌ها، گردآوري‌ها و كتابشناسي‌ها كه همگي از منابع دست دوم يا جايگاهي براي ارائه نظرات و آثار ديگران محسوب مي‌شوند محلي براي بروز كارشناسي حسين حداد در تأليف آثار به حساب مي‌آيند. او بايد مي‌ماند و حوزه‌هاي پژوهشي و نگارشي حاصل از اين تجارب را به سرانجام مي‌رساند.&lt;br /&gt;رفتن زودهنگام حداد اين‌بار نيز مرا گرفتار هيبت مرگ كرد و به يادم آورد كه دگرباره از خود بپرسم، ما تا كي مهلت داريم؟!&lt;br /&gt;روحش شاد و يادش پرافتخار باد!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/p&gt;&lt;p&gt;* این یادداشت به مناسبت چهلم درگذشت مرحوم حسین حداد فراهم آمده و در یادمان «حکایت عشق» منتشر شده است.&lt;/p&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=22&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Mon, 23 Apr 2007 04:42:18 +0130</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>يادداشت يازدهم</title>
   <description>&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;بچه بوديم و جنگ زود بزرگمان كرد!&lt;/font&gt;*&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/div&gt;&lt;p&gt;كتاب «&lt;a title=&quot;تصوير كتاب&quot; href=&quot;http://blog.warlib.ir/resserver.php?blogId=1&amp;resource=yekshanbeh-akhar.jpg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;يكشنبه آخر&lt;/a&gt;» روايتي خواندني و پركشش از شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران، از نگاه دختري 14 ساله است كه در خانواده‌اي پرجمعيت ـ 3 پسر و 5 دختر ـ و در خانه‌اي متعلق به خانواده، در شهر آبادان زندگي مي‌كنند. پدر، كارگر شركت نفت بوده كه در زمان روايت خاطره فوت شده است اما ياد او لابلاي سطور كتاب تكرار مي‌شود. خواهر بزرگ ازدواج كرده، در شيراز به سر مي‌برد به همين دليل بخشي از خانواده با شروع جنگ، به عنوان «مهاجر جنگ» به شيراز نقل مكان مي‌كنند. فرزند پنجم خانواده ـ اسماعيل ـ در روز يكشنبه 27 مهر 1359 در خرمشهر به شهادت مي‌رسد و ياد و خاطره‌اش بر فراز و فرود روايت قصه و عنوان كتاب خاطرات خواهرش مي‌نشيند. برادر بزرگ ـ اسحق ـ و مادر در غياب پدر نقش محوري و ستون خانواده را دارند و مادر كه «نقش‌ها و گل‌هاي لباسش شبيه صحرا و دشت است» همه غرور و اعتبار خانواده است. آنجا كه همراه سه فرزند خود، در آبادانِ اول جنگ مي‌ماند تا اسماعيلش قرباني شود يا آنجا كه غرورش اجازه ماندن در منزل دامادش در شيراز نمي‌دهد، و تن به اسكان حقارت‌آميز مهاجران جنگ در شيراز نيز نمي‌سپارد و آشيانه‌اي ديگر براي فرزندانش در غربت فراهم مي‌كند؛ علاقه خانواده به زادگاه و وطن همه در نگاه مادر جاري است. سه خواهر، كه كوچكترين آنها راوي اين خاطره است ـ شهربانو، صديقه و معصومه ـ از زمان انقلاب داخل فعاليتهاي اجتماعي مي‌شوند و با شروع جنگ در بيمارستانهاي آبادان، شوش و مناطق محروم و روستايي خوزستان به امدادگري و خدمت‌رساني مجروحان، رزمندگان، خانواده شهدا و روستائيان مشغول مي‌شوند تا خواهر كوچكتر در اين «كابوس جنگ» روايتگر نگاه انساني و پر افتخار آنها باشد.&lt;br /&gt;اين خاطرات كه از يادداشتهاي روزانه و پراكنده نويسنده آن فراهم آمده، روايتي بيست ماهه از آغاز جنگ تا آزادي خرمشهر است. نزديكي نثر و تركيب خاطرات به روايت داستاني، آن را جذاب و پركشش كرده است. تصويرسازي‌هاي رنگين از طبيعت مردمان جنوب و توصيف حالات راوي ـ كه معمولاً با يادكردي از گذشته و ايام كودكي او همراه است ـ حكايتي خواندني فرا روي ما گشوده است. نويسنده درباره اولين ديدار خود از آبادان محاصره شده و خالي از سكنه مي‌نويسد: «از كودكي فكر مي‌كردم همه چيز جان دارد و شبهاي بارانيِ زمستان دمپايي‌ها و كفش‌ها را از توي حياط جمع مي‌كردم و در راه‌پله مي‌گذاشتم و روي آنها يك پارچه مي‌كشيدم كه خيس نشوند و از تنهايي نترسند. آن روز فكر كردم كه چقدر خانه‌ي كوچك ما تنهاست و چقدر از دوري ما رنج مي‌برد.»&lt;br /&gt;گرچه به زعم نگارنده در روايت اين خاطرات بسياري از مسائل مهم پيرامون راوي ـ كه ممكن بود بستري مناسب براي مطالعات اجتماعي، مردم‌شناسي و فرهنگ عامه از ايام آغازين جنگ را فراهم كند ـ ديده نشده، يا در جاهايي، به‌ويژه اوايل كتاب، قضاوتهاي عجولانه و سطحي نويسنده از اوضاع اجتماعي و سياسي زمان انقلاب، به كشش روايي آن آسيب زده، و نيز نبود توصيف‌هاي دقيق و موشكافانه از برخي مسايل متناسب با موضوع محوري كتاب، نظير پزشكان و پرستاران ـ پرسنل رسمي ـ در بيمارستانهاي زمان جنگ، جزو كاستي‌هاي آن است. اما در كل، آنچه بوجود آمده خواندني و قابل ملاحظه و استناد است و همين ويژگي، اين كتاب را در زمره آثار مناسب براي مطالعات تاريخي و فرهنگي جنگ قرار مي‌دهد.&lt;br /&gt;ذكر اين نكته نيز ضروري است كه گرچه به لحاظ محتوا و مضمون، «روايت تاريخي» كتاب به «روايت داستاني» نزديك شده، اما بر خلاف برخي آثار مشابه، فاصله خود را با آن حفظ كرده است. آثاري كه با افراط در نزديك كردن خاطره‌نويسي به «روايت داستاني»، براي خواندني كردن يك خاطره سعي در يافتن و برجسته كردن عناصر دراماتيكي و كشمكش‌هاي عاطفي در زندگي صاحبان خاطرات كرده‌اند، و از آنجا كه اين امر معمولاً بدون توجه به سطح و اهميت راوي خاطره صورت مي‌گيرد و در آن از بسياري وقايع اجتماعي و تاريخي چشم‌پوشي مي‌شود، به زعم نگارنده، به شناخت بستر تاريخي و اجتماعي جنگ صدمه جدي وارد خواهد كرد. &lt;br /&gt;در اينجا به ناچار بايد اشاره كنم به اينكه اخيراً برخي از آشنايان حوزه پديدآوري كتاب جنگ، با منتسب كردن ابداع برخي روش‌هاي تدوين خاطرات به خود، مدعي «ساختارشكني» و ايجاد «سبك» شده‌اند كه جاي بسي تأمل دارد (&lt;a title=&quot;كتاب هفته، شماره 68، 14 بهمن 1385، صفحه 15&quot; href=&quot;http://blog.warlib.ir/resserver.php?blogId=1&amp;resource=ketab-e-hafteh-68.pdf&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;). آنان حتي بدون توجه به شكل‌گيري طرح يك داستان در تخيل نويسنده و بدون آشنايي با ماهيت «روايت داستاني» و شخصيت‌پردازي‌ها، با يافتن چند حكايت عاطفي در زندگي صاحبان خاطره، قائل به ايجاد «حالتي بين داستان و خاطره» هستند و حتي در مواردي متناقض، در عين حال كه اثر خود را در مسير مطالعات تاريخي مي‌دانند، اما با صدمه زدن به ماهيت اسنادي و استنادي خاطرات، و بدون توجه به چندگونگي و سطح‌بندي صاحبان خاطره، كه اخذ خاطرات از هر كدام را مسيري متفاوت مي‌طلبد، بر خلاف رويه انتشار متون قابل استناد تاريخي «عدم گوياسازي و مستند كردن مطالب در پاورقي‌ها و پي‌نوشت‌هاي خاطرات» را از امتيازات اين‌گونه خاطره‌نگاري مي‌شمارند كه براي تبيين آن درنگي فراتر از حوصله اين يادداشت نياز دارد.&lt;br /&gt;اما مي‌توان مختصراً گفت كه خاطرات پيرامون يك واقعه، در زمان نزديك به آن دوران، به تناسب موضوع و پيشه صاحب‌خاطره، بستري براي مطالعات اجتماعي، سياسي، حتي اقتصادي، تبيين شرايط عقيدتي و ايدئولوژيكي اجتماع، مردم‌شناسي و فرهنگ عامه و در يك كلام «مطالعات فرهنگي» است كه پس از دوره‌اي نسبتاً طولاني و توأم با انباشت اطلاعات، اسنادي براي مطالعات تاريخي فراهم مي‌كند. در اين ميان حتي اصرار بر قرار داشتن اين منشورات در مسيري به نام «تاريخ شفاهي» براي برخي ناشناخته است.&lt;br /&gt;اين نگارنده هنوز مجاب به وجود ماهيتي مستقل از تاريخ به نام «تاريخ شفاهي» نشده است و در حالي كه پيرامون ماهيت خود «تاريخ» مناقشه فراوان است و در مقام تعريف، جداي از وقايع‌نگاري، همگان بر سير حركت تكويني تاريخ صحه نمي‌گذارند، برخي بدون توجه به اين مسائل و عمدتاً با گرته‌برداريهاي خام، تاريخ ديگري رقم مي‌زنند به نام «تاريخ شفاهي»، و با خلط «مطالعات فرهنگي»، براي آن مطالعات ميان‌رشته‌اي قائل مي‌شوند و حتي در مقابل آن قائل به وجود ماهيتي ديگر به نام «تاريخ مكتوب» مي‌شوند كه در جاي خود نيازمند نقد و بررسي است.&lt;br /&gt;توصيه اين نگارنده آن است كه دانستن و شناختن سير و تطور خاطره‌نويسي جنگ، از ملزومات ماندن در اين مسير است تا همچون آن دوست گرامي در «كتاب هفته» (14 بهمن 1385)، درباره تأكيد بر روايت داستاني جنگ و از گذر مسائل زنان و بدون شناخت پيشينه چنين منشوراتي، مدعي نشويم: «سبك جديدي از خاطره‌نويسي در ايران آغاز شده است كه من پايه‌گذار اين روش هستم.» (&lt;a title=&quot;كتاب هفته، شماره 68، 14 بهمن 1385، صفحه 15&quot; href=&quot;http://blog.warlib.ir/resserver.php?blogId=1&amp;resource=ketab-e-hafteh-68.pdf&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;در حالي كه از منظر اطلاع‌رساني كتابخانه‌اي و آنچنان كه نگارنده اطلاع دارد، پيش از انتشار كتابهاي حوزه جنگ ايشان، اين به‌اصطلاح «سبك» در آثار بسياري بدون قصد اوليه و پيش تعريف ظهور كرده است. همچون «ساعت 6، درياچه مريوان» يادداشتهاي داستان‌گونه و خواندني خانم پروين نوبخت، كه حدود يكسال پس از آغاز جنگ منتشر شده است و يا آثار پرفروش نويسنده خوش ذوق، «حبيبه جعفريان» كه از سال 1378 به شكل پيايند با عنوان «نيمه پنهان ماه» منتشر شده و به الگويي در خاطره‌نويسي تبديل شده است، آثاري كه همگي به زندگي زنان مرتبط با جنگ پرداخته و حتي به شكل واضح از تكنيكهاي داستان، همچون تعليق روايت بين اول شخص و سوم شخص راوي، بهره برده است و نيز از آثار متأخر كه پرداختي كاملاً داستاني دارد، مي‌توان به «مردي كه خواب نمي‌ديد» خاطرات اسير آزاد شده ايراني، اسدالله خالدي نوشته داوود بختياري دانشور اشاره كرد.&lt;br /&gt;اميد است براي روشمند كردن خاطره‌نگاري‌ها، با بررسي‌هاي عالمانه گونه‌هاي خاطره‌نويسي معاصر، موارد استفاده و ارزش استناد هر كدام از آنها براي متوليان انتشار خاطرات روشن شود تا نادانسته در دامي نيافتند كه بر خلاف اهداف ملي قدم بردارند.&lt;br /&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;br /&gt;* اين يادداشت تحت همين عنوان ـ &lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بچه بوديم و جنگ زود بزرگمان كرد!&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt; ـ با نگاهي به كتاب «&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;يكشنبه آخر&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;» و به قصد طرح برخي آسيب‌ها و آفات حوزه خاطره‌نويسي، به سفارش «&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;كتاب هفته&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;» و جهت چاپ در آن ارسال شد كه متأسفانه علي‌رغم تأكيد پياپي ما بر چاپ بدون دخل و تصرف، تحت عنوان جعلي و نامناسب «&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بچه‌هاي جنگ زود بزرگ شدند&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;» در شماره ۷۰ (28 بهمن 1385) آن نشريه، ذيل عنوان عمومي و نادرست «&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;نقد&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;» به چاپ رسيد (&lt;a title=&quot;كتاب هفته، شماره 70، 28 بهمن 1385، صفحه 16 و 17&quot; href=&quot;http://blog.warlib.ir/resserver.php?blogId=1&amp;resource=ketab-e-hafteh-70.pdf&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;)، كه در آن يك‌سوم آخر مطلب، باضافه برخي عبارات از لابلاي آن حذف و تمام تأكيدها و نقل‌قولهاي متن ـ گيومه‌ها ـ برداشته شده است. در اين ميان حتي عكس تزئيني مطلب نشان از كج‌سليقگي ناشر دارد كه بدون توجه به وجه فرهنگي و عقيدتي جنگ تحميلي هشت‌ساله ملت ايران، با جلوه‌گر كردن نظامي‌گري، خشونت و سخت‌افزار جنگ محتواي فكري و توجهات پژوهشي آن را به جاي تقويت، كم‌رنگ كرده است. اين معضلات در نامه‌اي با سردبير محترم آن نشريه درميان گذاشته شده است (&lt;a title=&quot;نامه به پدرام پاك‌آيين، سردبير نشريه كتاب هفته&quot; href=&quot;http://blog.warlib.ir/resserver.php?blogId=1&amp;resource=Nameh.pdf&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;).&lt;/p&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=21&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Thu, 22 Feb 2007 15:20:21 +0130</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>يادداشت دهم</title>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;بمب خبری ترجمه یک کتاب داستان!&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/div&gt;&lt;p&gt;پيرامون «احمد دهقان» نويسنده تواناي آثار جنگ و كتابهاي منتشره‌اش، پس از انتشار مجموعه داستان «من قاتل پسرتان هستم» وضعيت خاصي بوجود آمده است كه به راحتي نمي‌توان حرفي زد و با واكنشي غير متعارف مواجه نشد. سكوت و واگذاري مسئله به گذر زمان براي ميزان داوري‌ها اكنون بهترين روش براي كساني است كه فضاي فرهنگي را آلوده به مسائل حاشيه‌اي و غرض‌ورزي مي‌بينند؛ غرض‌ورزي‌هايي كه فقط ارزش خبري طرفين را به شكل كاذبي افزايش مي‌دهد و اين خواننده و مصرف‌كننده فرهنگي جامعه است كه متضرر مي‌شود و به‌جاي مطالعه نقد آگاهانه براي درك درست اثر، گرفتار سطحي‌نگري و هيجانات كاذب مي‌گردد.&lt;br /&gt;آنچه مرا از منظر اطلاع‌رساني كتابخانه‌اي وادار به نوشتن «يادداشت دهم» كرده است خبرسازي مطبوعات پيرامون ترجمه چاپ شده اثري ديگر از احمد دهقان يعني «سفر به گراي 270درجه» است. اخباري كه «فقر فرهنگيِ» تحميليِ برخي مطبوعات را در جامعه، مقابل ديدگان ما نمايان مي‌كند و اين نكته را يادآور مي‌شود كه برخي اصحاب خبر و خبرپردازي اين كشور هنوز ناتوان از مراجعه صحيح به مآخذ گزارشي و آرشيوي و خبرسازي هستند. آن چنان كه ـ شايد ناآگاهانه ـ موجبات تحقير فرهنگ اين ملت را فراهم مي‌كنند.&lt;br /&gt;اينكه در يك منطقه جغرافيايي خاص و در يك كشور، ورود يك كتاب چاپ شده به كتابخانه‌هاي عمومي، تخصصي و دانشگاهي آنجا چقدر جنبة خبري دارد صورت مسئله‌اي است كه مي‌توان در مقايسه با وضع بومي آن در كشور خودمان به راحتي به جوابش رسيد و حتي اين را نيز اضافه كرد كه براي يك اثر واحد اطلاع‌رساني كتابخانه‌اي نيز وجود ندارد چه رسد خبرسازي! بد نيست همچون منِ كتابدار كه روزانه و هفتگي به منابع آرشيوهاي آنلاين مراجعه مي‌كنم به وب‌سايت بزرگترين كتابخانه دنيا ـ كنگره آمريكا ـ سري بزنيد تا كتابهاي متعدد فارسي زبان امروزي را در آنجا ملاحظه كنيد كه در همه موضوعات همچون «جنگ ايران و عراق» منابع فارسي فراوان دارند و ورود اين آثار به اين كتابخانه و ساير كتابخانه‌ها فقط نيازمند تهيه و ارسال آنها از يك منطقه جغرافيايي در داخل يا خارج آن كشور بوده است امري كه از فعاليتهاي مرسوم كتابخانه‌هاست و سالانه هزاران كتاب را به هر زباني روانه اين آرشيوها مي‌كند و ورود هيچكدام از اين آثار، حتي به مهم‌ترين كتابخانه‌ها، شأن خبري ايجاد نمي‌كند وگرنه اكنون صفحات فرهنگي روزنامه‌ها مملو از اين اخبار بود.&lt;br /&gt;حال توجه كنيد به اخبار متعدد، (مأخذ &lt;a title=&quot;روزنامه ايران&quot; href=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1385/850908/html/back.htm&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;1&lt;/a&gt;، &lt;a title=&quot;روزنامه كيهان&quot; href=&quot;http://www.kayhannews.ir/850908/3.HTM&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;2&lt;/a&gt;، &lt;a title=&quot;وب‌سايت انتشارات سوره مهر&quot; href=&quot;http://www.iricap.com/newscontent.asp?id=536&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;3&lt;/a&gt;) پيرامون ورود يك كتاب ترجمه‌شده به برخي كتابخانه‌هاي آمريكا، كه چه بازتاب عجيب و غريبي در نشريات ما پيدا كرده و به تبع آن چه ذوق‌زدگي‌هايي، در اهميت ادبيات ايراني و با استناد به اين اخبار، اصحاب قلم را مبتلا كرده است. منِ كتابدار از اين تمناي فرهنگي بي‌هويت كه در اين ذوق‌زدگي‌ها نهفته است احساس خوبي ندارم.&lt;br /&gt;بدتر از اين نسبتي است كه اطلاع‌رساني همين مطبوعات با معرفي اين كتاب در بخش فروش آنلاين وب‌سايت «آمازون» بر قرار كرده است(&lt;a title=&quot;وب‌سايت آمازون&quot; href=&quot;http://www.amazon.com/Journey-Heading-Degrees-Ahmad-Dihqan/dp/1568591969/sr=8-5/qid=1167027890/ref=sr_1_5/002-1173372-0015250?ie=UTF8&amp;s=books&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;) درحالي كه اين فروش آنلاين، حاصل همان فرآيندي است كه درباره كتابخانه‌ها گفته شد. اين خبرسازان كه روزانه صفحات فرهنگي نشريات را با اين اخبار پر مي‌كنند، حتي به خود زحمت نداده‌اند كه به رتبه 7 رقمي جايگاه فروش اين كتاب در ميان ساير كتابهاي سايت (&lt;u&gt;2,947,586 مين كتاب&lt;/u&gt; در 25 دسامبر 2006) توجه كنند تا با عباراتي نظير «موفقيت براي داستان‌نويس جنگ» (&lt;a title=&quot;روزنامه اعتماد&quot; href=&quot;http://magiran.com/npview.asp?ID=1292138&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;) يك اتفاق متعارف و ساده را به قول خودشان با «بمب خبري» آلوده نكنند و با درج اين عبارت تحقيركننده كه: «قرار گرفتن اين رمان در فهرست آثار قابل فروش سايت معتبر آمازون يکي از بهترين اتفاق‌هايي است که ادبيات ايران در چند سال اخير تجربه کرده است.» (&lt;a title=&quot;روزنامه اعتماد&quot; href=&quot;http://magiran.com/npview.asp?ID=1292138&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;) شان اطلاع‌رساني درباره اثري ارزشمند را چنين تباه نكنند. حتي خبرساز محترم زحمت آن را نكشيده كه هزاران كتاب ايراني (ترجمه و غيره) را در همان بخش آنلاين آمازون ببيند و بدتر از آن بدون توجه به «نظر يك‌نفره» موجود در آن وب‌سايت براي اين كتاب (&lt;a title=&quot;روزنامه همشهري&quot; href=&quot;http://www.hamshahri.org/News/?id=12238&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;)، كه به هر دليلي 4 ستاره را براي نظر خود برگزيده است، بياورد كه: « کسب امتیاز 4 ستاره، نشان از مقبولیت آن در میان &lt;u&gt;مخاطبان انگیسی‌زبان&lt;/u&gt; دارد.» و يا در وضعيتي ديگر بدون توجه به تعداد ارائه شده در سايت و آمار فروش، يك نسخه موجود در سايت را دليل بر اقبال به اين اثر بشمارد! (&lt;a title=&quot;روزنامه قدس&quot; href=&quot;http://www.qudsdaily.com/archive/1385/html/9/1385-09-23/page10.html#top&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;فضاي بوجود آمده آنقدر غير كارشناسي است كه بدون توجه به اينكه اين آثار ادبي هستند نه سياسي! و بايست با نقدهاي ادبي شناسا شوند، ابايي ندارند تا بگويند: «در اين شرايط احمد دهقان مجموعه داستان‌اش يعني «من قاتل پسرتان هستم» را نيز منتشر کرد که به بمب خبري محافل سياسي‌تر تبديل شد.» (&lt;a title=&quot;روزنامه اعتماد&quot; href=&quot;http://magiran.com/npview.asp?ID=1292138&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;) يا با خبرسازي سطحي و با توهين به شعور خواننده، وشايد به قصد ارعاب وي، با دامن زدن به هياهوي سياسي و بازارگرمي كاذب، نوشته شود: «طبق برخي شنيده‌ها او [احمد دهقان] به دليل جوي که بر اثر انتشار کتاب «من قاتل پسرتان هستم» به وجود آمد، قصد انتشار رمان در آينده نزديک را ندارد.» (&lt;a title=&quot;روزنامه اعتماد&quot; href=&quot;http://magiran.com/npview.asp?ID=1292138&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;اين جو به شكلي ديگر گريبان‌گير خود نويسندگان نيز شده است و بعضاً آنها با اظهارنظرهاي خاصي اعتبار هنري خود را بدست خبرپردازان برخي مطبوعات مي‌سپارند و بدون توجه به اينكه مقايسه و مطابقه و حتي معرفي و تبليغ كار نقاد است با تن دادن به وضعيتي كه برخي مطبوعات بوجود آورده‌اند، به اعتبار خود و اثر آسيب جدي وارد مي‌كنند: «سال‌هاست که دولت ترکیه پول خرج می‌کند تا آثار نویسندگانش مثل «یاشار کمال» در دنیا ترجمه و خوانده شود.» (&lt;a title=&quot;روزنامه همشهري&quot; href=&quot;http://www.hamshahri.org/News/?id=12238&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مأخذ&lt;/a&gt;)&lt;br /&gt;بياييد خوانندگان خود را باشعور و آگاه فرض كنيم و مناظر و جلوه‌هاي ارزشمند آثاري چون «سفر به گراي 270 درجه» را با نگرش سطحي ژورناليستي، غير كارشناسي و ضدفرهنگي و سياسي خراب نكنيم و شخصيت خود و آثارمان را مصرفي و دوره‌اي نكنيم.&lt;br /&gt;من منكر نسبت خاص ادبيات، علي‌الخصوص رمان و داستان، با مسائل اجتماعي و سياسي روز نيستم و بلكه معتقدم تعهد رمان‌نويس به تصرف خلاقانه و تعالي‌بخش در واقعيتهاي فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي و بازتاب آنها در آثار، مي‌تواند يكي از روشهاي مؤثر براي به‌سازي يك جامعه باشد. به همين دليل تك تك اصحاب قلم و نويسندگان اين مملكت را در نوع نگاه بيگانگان به ظرفيتهاي اين مرز و بوم مسئول مي‌دانم و از همين منظر است كه از اين گفته مترجم «سفر به گراي 270 درجه» به راحتي نمي‌گذرم: «من باید این اثر را طوری ترجمه می‌کردم که ارتشیان آمریکایی بدانند در جنگ ایران و عراق چه گذشته است.» (مأخذ &lt;a title=&quot;آژانس خبري هنر&quot; href=&quot;http://www.artnewsagency.com/main/archive/2006/08/post_321.php&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;1&lt;/a&gt;، &lt;/a /&gt;&lt;a title=&quot;روزنامه كارگزاران&quot; href=&quot;http://www.kargozaraan.com/PDF/85-06-06/P-06.pdf&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;2&lt;/a&gt;) ت&lt;/p&gt;&lt;p /&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=20&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Tue, 26 Dec 2006 17:09:58 +0130</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>یادداشت نهم</title>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;کتاب مصور، کتاب تصویری&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/div&gt;&lt;p&gt;گروه‌ سني‌ كودك‌، شامل گروههاي‌ «الف‌» (قبل از دبستان)، «ب‌» (اول تا سوم دبستان) و «ج‌» (چهارم و پنجم دبستان) است. یکی از مشکلات گروه‌بندی سطح سنی کتابها در کتابخانه‌های تخصصی و موضوعی (اعم از کتابخانه کودکان یا غیره) تفکیک آنها از یکدیگر است و معمولاً در بسیاری از آثار جداسازی گروه سنی کودک از نوجوان و یا نوجوان از جوان امکان پذیر نیست.&lt;br /&gt;«کتابخانه جنگ» درنظر دارد يافته‌هاي پژوهشي و مطالعاتي خود را در موارد مختلف كتابداري و چاپ و نشر كتاب، علی‌الخصوص در حوزه موضوعی، سطح سنی و نیز اشکال و گونه‌های مختلف آثار منتشره، به شكل يادداشتهاي كوتاه، براي استفاده كتابداران و ناشران منتشر كند. بدین منظور موارد زیر در تبیین وضعیت آثار مصور (علی الخصوص کتابهای کودکان و نوجوانان) ارائه شده است:&lt;br /&gt;واژة‌ «مصور» در كتابداري و «سرعنوانهاي موضوعي» آن ـ که توسط کتابخانه ملی منتشر می‌شود ـ كاربرد فراوان دارد و سعي شده كه براي موضوع‌دهي تمامي آثار داراي تصوير،‌ عبارات با ترکیبی از اين واژه ساخته شود. همچون «داستانهاي فكاهي مصور»،‌ «روزنامه‌نگاري مصور»، «واژه‌نامه‌هاي مصور»، «فيلمنامه‌هاي مصور» و يا به شكل فرعي «ورزش ـ مصور»،‌ «قزوين ـ مصور»، «سينما ـ ايران ـ مصور»، «ايران ـ تاريخ ـ مصور» و … اين موارد در حالي است كه كيفيت و ماهيت تصويري منابع يكسان نيست. ذيلاً به تفاوت انواع كتابهاي تصويردار پرداخته و موارد تصحيح‌شده و پيشنهادي اين كتابخانه ارائه مي‌شود:&lt;br /&gt;الف) در برخي از كتابها، علي‌الخصوص كتابهاي كودكان،‌ «تصويرسازي متن» يعني: «نگارش نقش» در كنار «نگارش متن»، كه هر دو گونه ادبي و هنري در كنار هم به خلق اثري واحد منتج مي‌شود. در اينجا، نقش حكم تزئين متن را ندارد و از اثري خارج از محدوده متن به‌عاريت گرفته نشده،‌ بلكه هر چه هست براي همين اثر خلق شده است. به اين‌گونه كتابها «كتاب مصور» (picture book) و اين‌گونه «داستان‌ها»، «داستان مصور» مي‌گوييم. بنابراین از منظر این کتابخانه و تقریبا قول معروف و رایج عموم صاحب‌نظران، در حوزه «كتاب كودك»،‌ مقصود از «داستان مصور» آن است كه تصاوير براي ذهنيت‌بخشي كودك از محتوا، ماجرا و شخصيت‌هاي آن خلق مي‌شود و براي كمك به تخيل كودك در تجسم فضاي داستان استفاده مي‌شود. در «كتاب مصور» متن مقدم بر تصوير است و روايت براساس نقل متن انجام مي‌شود و تصاوير براي تكميل متن خلق مي‌شوند.&lt;br /&gt;ب) در ديگر شكل، مجموعه‌اي از تصاوير، ‌عموماً انتخاب شده از ساير منابع و يا آثار، براي شناخت بصري اعلام، ‌ذكر مثال و يا توضيح بصري متن استفاده مي‌شود. در اين‌گونه موارد،‌ بخشي از محتواي كتاب نيازمند ارائه تصوير است. به اين آثار نيز، كه عموماً‌ آثار پژوهشي و دانشنامه‌ای هستند همچون «بند الف»،‌ «كتاب مصور» (illustrated book) مي‌گوييم. «واژه‌نامه مصور» و «فرهنگ مصور» از اين جمله است. بديهي است كه اين عبارت ـ كتاب مصور ـ در صورتي كه حجم قابل توجهي از كتاب به تصاوير اختصاص يافته باشد به آن اطلاق مي‌شود و در مواردي كه تصاوير اندك و قابل ذكر نيست، استفاده از تركيب مصور رايج نيست. در كتابداري و «سرعنوانهاي موضوعي»‌ آن ،‌ اكثراً واژه «مصور»‌ و تركيبات آن در‌ همين مفهوم فوق استفاده مي‌شود.&lt;br /&gt;ج) در شكل سوم، كتاب دربردارنده مجموعه‌اي از تصاوير، شامل آثار عكاسي، نقاشي، گرافيك،‌ خطاطي، معماري و هر گونه آثار هنري و غيرهنري است، كه در كنار يكديگر، نمايشگر آثار يك هنرمند،‌ آثار هنري در يك موضوع، گزارش تصويري يك واقعه، شرح احوال تصويري يك شخص، فضاي تاريخي و هنري يك مكان و نظاير آنهاست . اين گونه آثار، اكثراً آثار هنري هستند. در اينجا به اين‌گونه كتابها، «كتاب تصويري» (pictorial book) مي‌گوييم. در اين كتابها، تصوير مقدم بر متن است و ممكن است هيچ‌گونه ‌متني در كتاب استفاده نشده باشد و يا فقط براي تيتركردن و توضيح تصاوير از متن استفاده شود.&lt;br /&gt;قالب سوم كمتر شناخته شده و معمولاً عنوانهاي مناسبي توسط مؤلفان و ناشران يا در كتابداري و «سرعنوانهاي موضوعي» به آن داده نشده است .&lt;br /&gt;از منظر این کتابخانه، عناوين برخي از اين‌گونه كتابها عبارت است از : «فيلمنامه تصويري» (storyboards)، «واژه‌نامه تصويري» visual dic. = pictorial dic.)، كه با «واژ‌ه‌نامه مصور» تفاوت دارد) و «داستان تصويري». در تعریف می‌آوریم که چنانچه «كتاب تصويري»، همچون يك قالب ادبي، نمايشگر ماجرا يا داستاني باشد كه در شكل مجموعه‌اي از تصاوير به‌هم‌پيوسته روايت شده است به آن «داستان تصويري» مي‌گوييم. اين تصاوير مي‌تواند داراي متن يا بدون متن باشد.&lt;br /&gt;داستانهاي تصويري كودكان، كه معمولاً مجموعه‌اي از تصاوير به‌هم‌پيوسته و دنباله‌دار از نقاشي‌ها و طرحهاي كاريكاتوري و كارتوني هستند، انواع مختلف دارد. كه رايج‌ترين آنها «داستان كارتوني» (strip cartoon = cartoon dialogue) و «داستان تصويري فكاهي» (comic strip) است.&lt;br /&gt;حال ببینیم که دیگران برای اين‌گونه «داستانهاي تصويري كودكان»، چه عبارتهایی ذکر کرده‌اند. تا آنجا كه ما اطلاع داريم،‌ سه عبارت «داستان مصور»، «فتورمان» و «كميك استريپ» رایج‌ترین آنهاست.&lt;br /&gt;اما چنانچه در «بند الف» اين يادداشت ذكر شد، «داستان مصور» به اكثر «داستانهاي كودكان» اطلاق مي‌شود (picture books) و تعريف آن با ماهيت «داستانهاي تصويري» همخواني ندارد.&lt;br /&gt;«فتورمان‌» به‌ جهت‌ تقدم‌ تصوير بر داستان‌ به ‌مقصود نزديكتر است‌، اما واژه‌ فتو (photo = photograph) از فرآيند عكاسي ‌(photography) بدست‌ مي‌آيد و اطلاق آن به همه تصاوير (pictures)، مخصوصاً نقاشيها و تصاوير كارتوني‌ درست نيست. بخش‌ دوم‌ اين‌ عبارت‌، يعني‌ «رمان‌»، و اطلاق‌ آن‌ به‌ داستانهاي‌ كودكان مايه تعجب است‌. اين‌ عبارت‌ ‌ در كتاب‌ «در مسير تندباد (بررسي‌20 سال‌ ادبيات‌ داستاني‌ دفاع‌ مقدس‌ ويژه‌ كودكان‌ و نوجوانان‌)» به كار برده شده‌ است‌‌. البته‌ اخيراً «فتورمان‌» به‌مجموعه‌ عكسهاي‌ يك‌ واقعه‌ يا حادثه‌ كه‌ در كنار يكديگر قصه‌اي‌ را بازگو مي‌كنند نيز اطلاق‌ مي‌شود حتي‌ اين‌ واژه‌ با همين‌ مفهوم‌، كاركرد سينمايي‌ نيز پيدا كرده‌ است‌.&lt;br /&gt;«كميك‌ استريپ‌» (comic strip) ـ كه ما بدان «داستان تصويري فكاهي» مي‌گوييم ـ به‌ تصاوير مضحك‌ و دنباله‌داري‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ در قديم عموماً در نشريات‌ به‌ چاپ‌ مي‌رسيد‌ و قبل از رواج تلويزيون و سينما، اقبال بيشتري داشت وعبارت‌ از تصاوير سرگرم‌كننده و خنده‌دار با شخصيتهاي‌ كاريكاتوري‌ و معمولاً در حال گفت‌ وگو است‌. بعدها اين گونة تصويري در هيئت‌ «كارتون‌هاي متحرك» (animated cartoons)، نمايش تلويزيوني‌ و سينمايي‌ پيدا كرد. بنابراين‌، اطلاق «كميك استريپ»،‌ با اين‌ مفهوم خاص‌، براي‌ تمامي‌ «داستان‌هاي تصويري‌» نارواست‌.&lt;br /&gt;در مقولة «جنگ» علي‌الخصوص «جنگ ايران و عراق» نيز داستانهاي تصويري متعددي براي آشنايي كودكان با گوشه‌هايي از عملياتهاي نظامي، شجاعت رزمندگان ايراني، شخصيت و تدابير فرماندهان و ... به شكل «كتاب كارتون» به چاپ رسيده است، كه براي قوالب آنها عنوان كلي «داستان تصويري» اختيار شده است. گرچه «داستان كارتوني» كه زيرمجموعه خاص‌تر اين گروه است به مقصود نزديكتر است ليكن محتواي جدي اين آثار، ما را در انتخاب اين عنوان دچار ترديد مي‌كند.&lt;/p&gt;&lt;br/&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;img height=&quot;696&quot; hspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://blog.warlib.ir/resserver.php?blogId=1&amp;resource=Pictorial-book.jpg&quot; width=&quot;464&quot; align=&quot;baseline&quot; border=&quot;0&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;برای اطلاع‌رسانی بهتر، بخش «داستان تصویری» جزوه منتشره «کتاب کودک» توسط این کتابخانه ذیلاً درج می‌شود. توجه کنید که عنوان توضیحی این آثار، که توسط پدیدآورندگان آنها انتخاب شده است، عموماً «داستان مصور» است:&lt;br /&gt;&lt;u&gt;&lt;strong&gt;داستان تصويري&lt;/strong&gt;&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;65. آتشي‌ بر جان‌ دشمن‌ (داستان‌ مصور از خاطرات‌ سردار شهيد حاج‌ مهدي‌ كازروني‌)/ احمد عربلو؛ نقاشي‌ حميدرضا رشيديان‌.ــ كرمان‌: كنگره‌ بزرگداشت‌ سرداران‌ و 8 هزار شهيد استانهاي‌ كرمان‌ وسيستان‌ و بلوچستان‌؛ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌، لشكر 41 ثارالله‌، 1376. 20 ص‌. [گروه‌ سني‌: ج‌]&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; كازروني‌، مهدي‌، 1339 ـ 1362  جنگ‌ داخلي‌ كردستان‌(ايران)، 1358 ـ  فرماندهي‌ جنگ&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;‌&lt;br /&gt;66. آر. پي‌. جي‌زن‌ ناشي‌/ [كار گروهي].ــ مشهد: كنگره‌ بزرگداشت‌ سرداران‌ و 23 هزار شهيد استان‌ خراسان‌؛ نشر سخن‌ گستر، 1383. [12] ص‌. (گروه‌ سني‌: الف‌، ب‌، ج‌)&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; بسيجي‌ها (نوجوانان)  شجاعت‌&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;67. حماسه‌ حاج‌ يونس‌ (داستان‌ مصور از زندگي‌ سردار شهيد حاج‌ يونس‌ زنگي‌آبادي‌)/ احمد عربلو؛ تصويرگر پرويز اقبالي‌.ــ كرمان‌: كنگره‌ بزرگداشت‌ سرداران‌ و 8 هزار شهيد استانهاي‌ كرمان‌ و سيستان‌ و بلوچستان؛ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌، لشكر 41 ثارالله‌، 1376. 12 ص‌. [گروه‌ سني‌: ج‌]&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; زنگي‌آبادي‌، يونس‌، 1340 ـ 1365  نبردها (كربلاي‌ 4)  فرماندهي‌ جنگ&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;‌&lt;br /&gt;68. خط مقدم‌ ممنوع‌/ [كار گروهي‌]، تصويرگر گروه‌ تصويرگران‌.ــ مشهد: كنگره‌ بزرگداشت‌ سرداران‌ و 23 هزار شهيد استان‌ خراسان؛ نشر سخن‌ گستر، 1383. [12]ص‌. (گروه‌ سني‌: الف‌، ب‌، ج‌)&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; بسيجي‌ها (پيران‌)  گذشت‌&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;‌&lt;br /&gt;69. سجاده‌ سبز/ [كار گروهي]، تصويرگر گروه‌ تصويرگران‌.ــ مشهد: كنگره‌ بزرگداشت‌ سرداران‌ و 23 هزار شهيد استان‌ خراسان‌؛ نشر سخن‌گستر، 1383. [12]ص‌. (گروه‌ سني‌: الف‌، ب‌، ج‌)&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; نماز ـ جبهه‌ جنگ‌  حمايت‌ مردمي&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;‌&lt;br /&gt;70. غواص‌ شجاع‌/ [كار گروهي‌]، تصويرگر گروه‌ تصويرگران‌.ــ مشهد: كنگره‌ بزرگداشت‌ سرداران‌ و 23 هزار شهيد استان‌ خراسان؛ نشر سخن‌گستر، 1383. [12]ص‌. (گروه‌ سني‌: الف‌، ب‌، ج‌)&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; بسيجي‌ها  شجاعت‌  عمليات‌ شناسايي&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;‌&lt;br /&gt;71. نبرد با تانكها (داستان‌ مصور از زندگي‌ سردار شهيد حاج‌مهدي‌ زندي‌نيا)/ احمد عربلو؛ تصويرگر ايرج‌ خانباباپور.ــ كرمان‌: كنگره‌ بزرگداشت‌ سرداران‌ و 8 هزار شهيد استانهاي‌ كرمان‌ و سيستان‌ و بلوچستان‌؛ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌، لشكر 41 ثارالله‌، 1376. 19ص‌. (گروه‌ سني‌: ج‌)&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; زندي‌نيا، مهدي‌، 1337 ـ 1365  تدبير جنگي&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;72. هدف‌، قلب‌ دشمن‌ (داستان‌ مصور، براساس‌ زندگي‌ سردار شهيد، ميرقاسم‌ حسيني‌، جانشين‌ فرماندهي‌ لشكر 41 ثارالله‌)/ احمد عربلو، رفعت‌ بدري‌ حسن‌.ــ كرمان‌: كنگره‌ بزرگداشت‌ سرداران‌ و 8 هزار شهيد استانهاي‌ كرمان‌ و سيستان‌ و بلوچستان؛ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب ‌اسلامي‌، لشكر 41 ثارالله‌، 1376. 11 ص‌. (گروه‌ سني‌: ج‌)&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; ميرحسيني‌، ميرقاسم‌، 1342 ـ 1365  فرماندهي‌ جنگ&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;‌&lt;/p&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=19&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Sun, 12 Nov 2006 10:43:48 +0130</pubDate>   
  </item>
    <item>
   <title>یادداشت هشتم</title>
   <description>&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;آنچه از دست ما برمی‌آمده همین بوده است!&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;left&quot;&gt;[&lt;a title=&quot;samadzadeh@warlib.ir&quot; href=&quot;mailto:samadzadeh@warlib.ir&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نصرت‌الله صمدزاده&lt;/a&gt;]&lt;/div&gt;&lt;p&gt;امروز (1-7-1385) با کتاب جالبی در کتابخانه مواجه شدم. از آنجا که کتابخانه جنگ تمامی آثار حوزه فارسی جنگ و جنگها را گرد می‌آورد، موارد مربوط به جنگهایی که ایران در آن درگیر بوده یا به نظریه‌پردازیهای حوزه جنگ پرداخته را در کنار آثار جنگ ایران و عراق در اولویت کار خود دارد و در این میان متناسب با امکانات پرسنلی، مالی، فضای اداری و ... با محدودیتهایی نیز مواجه است.&lt;br /&gt;صفحات آغازین کتاب «جنگ» چاپ شده در 1317 شمسی، نوشته «احمد نخجوان»، معاون وزارت جنگ عهد رضاشاهی توجه مرا به خود جلب کرده است. ظاهراً نویسنده قصد داشته کتاب خود را به ولی عهد (یعنی محمدرضا پهلوی) تقدیم کند و لابد رسم آن زمانه برای اهدای کتاب به مقامات عالی‌رتبه و در برگه تقدیمیه متن چاپی کتاب، کسب اجازه از آنان بوده است. البته به زعم من جدا از نام‌هایی که در این کار به اصل قضیه لطمه وارد می‌کند، کار بجا و درستی بوده و می‌تواند باشد.&lt;br /&gt;متن «پیشکاری ولایت عهد» برای مولف، که در ابتدای این کتاب چاپ شده، چنین است: «تیمسار سرتیپ نخجوان! پاکنویس کتابی را که راجع به جنگ تألیف کرده و قبل از طبع برای استجازه و تقدیم به پیشگاه مبارک والاحضرت همایونی ولایت عهد ارسال داشته بودید واصل و از لحاظ انور گذشت ضمن اظهار رضامندی و خوشوقتی از تحمل زحمت و مراقبت شخصی شما در تألیف کتاب نامبرده اجازه فرمودند آنرا طبع و به پیشگاه مبارک تقدیم نمائید. پیشکار ولایت عهد» و پس از چنین فرمانی است که مؤلف اجازه می‌یابد تا در صفحه تقدیمیه خود بنویسد «تقدیم پیشگاه والاحضرت همایون ولایت عهد»&lt;br /&gt;برخی قیاسات واقعاً مع‌الفارق است اما گریزی از آن نیست. سؤال این است که آیا اکنون آثاری که چاپ می‌شوند و به برخی مقامات عالی‌رتبه کشوری، نام‌داران حوزه علوم و فنون و فرهنگ، شهدا و ائمه معصومین و پیامبران تقدیم شده در جایی که صلاحیت این امر را دارد اعتبارسنجی شده است. این مسئله نه فقط در برگه تقدیمیه آثار بلکه در حرکتهای فرهنگی، که معمولاً با تبلیغات فراوان دنبال می‌شوند اهمیتی دو چندان می‌یابد.&lt;br /&gt;سئوال من آن است که آیا فلان سازمان به اعتبار آنکه روزگاری رهبر مملکت آرزو کرده است که «کار اساسی این است که ناگهان در هفته جنگ صد کتاب در رابطه با جنگ منتشر شود.» (نقل مستقیم از بروشور معاونت ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس) می‌تواند به چاپ فوری 100 عنوان کتاب اقدام کند و در واقع این حرف را مستمسک خود قرار داده این حرکت را به رهبری تقدیم کند.&lt;br /&gt;حال اینکه چه چیزی رهبر خردمند انقلاب و آشنا و خبره در امور فرهنگی، علی‌الخصوص نشر کتاب را به نقل چنین آرزویی وادار کرده، جای تأمل است. آیا آن سالها ـ به نظرم سال 1372 ـ آمار سالانه چاپ کتاب در این حوزه از لحاظ کمی اندک بوده و ایشان اینچنین خواسته‌اش را برای توجه مسئولان به این امر بیان کرده است؟ و یا اصلاً اینجا عدد خاصی مطرح نیست و بلکه ایشان خواستار فراوانی مناسب انتشارات این حوزه بوده‌اند. در هر صورت ایشان و اهالی فرهنگ خوب می‌دانند که چاپ کتاب امری ناگهانی نیست و بلکه ماهها و سالها مرارت و مداومت باید، تا کتابهای تأثیرگذار یکی یکی به زیور طبع آراسته گردد و چنانچه چاپ کتاب در حوزه جنگ و دفاع مقدس سیر طبیعی خود را طی کند سالیانه، آثار مهم و تأثیرگذاری توسط دهها ناشر این حوزه، که برآیند فعالیت علمی و فرهنگی آنهاست، به چاپ سپرده خواهد شد.&lt;br /&gt;«بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس» به بهانه این گفتار یک تنه بیش از صد عنوان کتاب را در مدت کوتاهی به چاپ رسانده است. از چاپهای مجدد برخی آثار که در این فهرست به چشم می‌خورد بگذریم، مابقی (حدود 100 عنوان) چاپ اول هستند. این آثار کی و کجا تل‌انبار شده بود که چنین ناگهان به چاپ سپرده شده‌اند؟ و چرا با سرمایه‌های مردم آثاری به چاپ می‌رسد که عمری در پشت درهای بسته ناشران مختلف خاک خورده و رغبت چاپ ایجاد نکرده‌اند؟ و آیا کیفیت در محتوای این آثار نیز با خواست رهبری مطابقت داشته است؟ این حرکتها گفته علیرضا کمری را در ذهن تداعی می‌کند که «فضای غالب بر مقولات جنگ به نوعی اخباری‌گری و اشعری مسلکی دچار شده است.» (منتشره درشماره 5 نشریه «فرهنگ پایداری» متعلق به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس).&lt;br /&gt;بنابراین حرف من آن است که تمام فعالیتهای اینچنینی که به اعتبار گفته یک بزرگمرد مملکتی یا فرهنگی یا دینی از محل بودجه عمومی و بیت‌المال به راه می‌افتند بایست در جایی معتبر و مورد وثوق همگان، علی‌الخصوص محیط‌های علمی و پژوهشی و دانشگاهی، اعتبارسنجی شود تا مبادا نسنجیده و به جهت اینکه «آنچه از دست ما برمی‌آمده همین بوده است!» لطمه جدی به اعتبار شخصیتها و جایگاههای مهم این مملکت وارد آید. این نکته نیز قابل تأمل است که متأسفانه مَثَل «تحفه درویش» که تنها می‌توان از محل جیب شخصی آن را خرج کرد، به بیت‌المال نیز تسری پیدا کرده و شایسته‌سالاری‌ها و مسئولیتها را لوث کرده است.&lt;/p&gt;&lt;br/&gt;</description>
   <link>http://blog.warlib.ir/index.php?op=ViewArticle&amp;articleId=17&amp;blogId=1</link>
      <pubDate>Sun, 24 Sep 2006 15:10:25 +0130</pubDate>   
  </item>
  </rdf:RDF>

